تبليغاتX
تورجان

تورجان


تعیین رییس ستاد میرحسین در قم

بالاخره رییس ستاد میرحسین در قم هم مشخص شد. حجة الاسلام و المسلمین مسعود ادیب استاد دانشگاه مفید قم و از روحانیون نزدیک به طیف آیت الله منتظری حکم خود را از بهزادیان نژاد رییس ستاد مرکزی میرحسین دریافت کرده است. مسعود ادیب که از سخنرانان برخی مراسم های روشنفکران دینی در حسینیه ارشاد هم بوده است، روابط نزدیکی با آیت الله منتظری دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 0:21  توسط علی اشرف فتحی  | 

از پایگاه 9 دستغیب تا ستاد میرحسین

گروه موسوم به «رزمندگان مسجد آیت الله دستغیب زنجان» پس از یک دهه رکود، بار دیگر فعالیت های خود را در قالب هدایت ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی در زنجان از سر گرفته است. مشاهده موضع گیری های چهره های برجسته این گروه همچون مجید تقیلو، بیوک ملایی، مسعود نجفیان و بهرام ملکی در سایت میرحسین موسوی مرا به یاد دوران نفوذ افسانه ای این گروه در زنجان انداخت. شاید شناخت پیشینه این گروه بتواند برآیندی از بدنه حامیان سنتی میرحسین موسوی را در اختیار نسل امروز قرار دهد. مسجد ارک زنجان (آیت الله دستغیب) به دلیل قرار گرفتن در بافت قدیمی شهر، نقشی محوری در تحولات این شهر داشته است. تا جایی که به خاطر دارم این مسجد، پیشینه ای صد ساله دارد و مرحوم آیت الله سید محمد ولایی زنجانی از خویشاوندان آیت الله العظمی شبیری زنجانی در سال های دور پیشنماز آن بوده است. به دلیل همین موقعیت جغرافیایی مهم، در دوران جنگ توانست در کنار حسینیه اعظم زنجان نقش بی بدیلی ایفا کند و ده ها شهید و صدها جانباز تقدیم آرمان های ملت نماید.

تشکل نیمه رسمی «رزمندگان مسجد آیت الله دستغیب» در سال های پس از جنگ، به پشتوانه همین سابقه درخشان شکل گرفت و چندین تن از فرماندهان و چهره های شاخص دوران جنگ که برخی از آنها از جانبازان شاخص شهر بودند، در قالب این تشکل محبوب و پرطرفدار، تصمیم به حضور در وادی سیاست گرفتند. آنها که امروز هدایت ستاد میرحسین را به دست گرفته اند، آن روزها هم از حامیان پر و پاقرص او بودند و انزوای او و تفکرش را به معنای به فراموشی سپرده شدن آرمان های خود می دیدند. سه سال پس از پایان جنگ در سال 1370 تلاش های رزمندگان عاصی شهر به ثمر نشست و احمد حکیمی پور (حاج احمد آقایاری) یکی از اعضای این تشکل که از فرماندهان با سابقه سپاه زنجان بود با پشتوانه مردمی کم نظیری راهی مجلس چهارم شد تا اقلیت قدرتمند خط امامی این مجلس را یاری کند. حکیمی پور را امروز سیاسیون ایران در قالب حضور وی در نخستین دوره شورای شهر تهران و به ویژه اقدام وی در نجات سعید حجاریان و رساندن پیکر نیمه جان وی به بیمارستان سینا می شناسند. جالب آنکه وی در نخستین روهای فروردین 79 به دلیل دخالت در ترور حجاریان زندانی شد و سپس بی گناهی وی اثبات گشت.

 مخالف خوانی های چهار ساله حکیمی پور موجب رد صلاحیت وی در دوره پنجم مجلس شد و او یکی دیگر از رزمندگان مسجد آیت الله دستغیب را به مردم معرفی کرد تا وکیل ملت شود. سید محسن نجفیان با رأی قاطع 70 هزار نفری مردم زنجان و طارم در انتخابات سال 74 برگزیده شد و شور و هیجان وصف ناپذیری در مسجد دستغیب و سایر نقاط شهر حکمفرما گشت. تعداد و درصد آرای نجفیان در 14 سال اخیر هیچ گاه تکرار نشد و با وجود افزایش میزان واجدین شرایط، هیچ نماینده ای در زنجان به رکورد نجفیان نرسیده است. اما این شادی عمومی دوامی نیافت و با وجود مخالفت های مرحوم آیت الله موسوی زنجانی (امام جمعه فقید شهر) که در خطبه های نماز جمعه شهر نسبت به دخالت نظامیان در روند انتخابات و تقلب وسیع هشدار داده بود، انتخابات زنجان از سوی شورای نگهبان باطل شد و نیروهای نظامی برای جلوگیری از اعتراض حامیان نجفیان در شهر مستقر شدند. همان روزها بود که سردار ابراهیم جباری (فرمانده وقت سپاه زنجان) که اکنون جانشین سپاه تهران بزرگ است و همسرش نیز خواهر فرج الله سلحشور، در یک اقدام متهورانه اقدام به انحلال پایگاه 9 مسجد آیت الله دستغیب کرد و بدین ترتیب، پاتوق چندین ساله این گروه چپ گرا از هم پاشید.

با این حال رزمندگان مسجد دستغیب به فعالیت های خود ادامه دادند و نقش مهمی در پیروزی قاطع محمد خاتمی در زنجان ایفا کردند. هنوز هم خیلی ها به یاد دارند که این گروه در جریان دسته عزاداری سالیانه خود در شب تاسوعای سال 76، در امامزاده مرکزی شهر فریاد می زدند که: دولت زوری نمی خوایم/ناطق نوری نمی خوایم!

در آن سال ها پخش شب نامه علیه این گروه رواج داشت و همرزمان سابق این گروه در دوران جنگ، آنها را متهم به داشتن گرایش های لیبرالی و نزدیکی به طیف نهضت آزادی می کردند. ادعاهایی که چندان بیراه نبود و نشریه توقیف شده امید زنجان که ارگان نیمه رسمی این گروه بود، از مبلغین آرای آیت الله منتظری، دکتر سروش و مهندس بازرگان به شمار می رفت. این نشریه در سال های دولت اصلاحات با شکایت سرلشگر رحیم صفوی فرمانده وقت سپاه تعطیل شد. نشریه ای که نخستین تجربه نویسندگی من در آن رقم خورد و مقاله ای از من با عنوان «تحریفات عاشورا» در مرداد ماه 74 در آن منتشر شده بود.

سوم خرداد سال 78 بود که سرتیپ جباری تصمیم گرفت پایگاه بسیج تعطیل شده مسجد دستغیب را احیا کند و قرعه فال به نام من و دوستانم رقم خورد. آن روز در مراسمی رسمی و غیرمعمول، یکی از دوستان طلبه ام به عنوان فرمانده و من نیز که در دوره پیش دانشگاهی درس می خواندم، به عنوان جانشین فرمانده پایگاه جنجالی شهر از سوی سردار جباری معرفی شدیم. رزمندگان مسجد که پیشکسوت ما بودند، تنها در مقاله ای گلایه آمیز که در هفته نامه امید زنجان منتشر شد، به بازگشایی پایگاه واکنش نشان دادند.

 در سال های دولت اصلاحات هم اعضای این گروه در مسؤولیت های مهم استانی حضور فعال داشتند. اما امروز پس از یک دهه رکود، شاهد حضور این گروه باسابقه در مسؤولیت های مهم ستاد میرحسین موسوی هستیم. مجید تقیلو که رییس ستاد میرحسین در استان زنجان شده، در آن سال ها به دلیل انتقادات تند و تیزش مدتی مهمان عزیزان اداره اطلاعات شهر بود و تا چند ماه همه از وی بی خبر بودند. برادر وی نجم الدین تقیلو از چهره های باسابقه جبهه و جنگ بود که درصد بالایی از مجروحیت های شدید را از جنگ به یادگار برده بود. نمی دانم که نجم الدین با آن مجروحیت عمیقش هنوز هم زنده است یا نه؟ ولی برخی از اعضای این گروه مثل خلیل نورانی در سال های اخیر به دلیل مصدومیت های ناشی از دوران جنگ به شهادت رسیدند. شاید اگر بخواهیم مقایسه ای کنیم، شهید حاج داود کریمی را بشود نمونه شناخته شده تر تفکر این گروه دانست.

میرحسین موسوی اکنون بدنه قدرتمندی از نیروهای جبهه و جنگ را به همراه دارد. باید دید که در این مدت دو ماهه خواهد توانست پتانسیل عظیم و بی نظیرش را به حرکت در آورد یا در چنبره جدال های دهه هشتاد هضم خواهد شد؟

در همین باره:

داستان زنجانی ها و قزوینی ها و باقی قضایا..

همین نوشته در فرارو

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 0:10  توسط علی اشرف فتحی  | 

شوک "شوک"!

مشاهده دقایق کوتاهی از برنامه شوک که دیشب از شبکه سه پخش شد، شوک بزرگی به من وارد کرد! نمی دانستم که به عمق بحران فرهنگی اجتماعی کنونی کشورم گریه کنم یا به حماقت به اصطلاح کارشناسان و دست اندرکاران مقابله با چنین بحرانی؟!

نمی دانم این روحانی محترمی که کارشناس این برنامه بود، تا چه حد در فضای کنونی جامعه تنفس می کند؟ آیا ایشان می داند که توصیه اش به خانواده ها که باید حتماً در خانه خود یک رساله توضیح المسائل داشته باشند، در چنین برنامه ای شبیه ماهی گرفتن از آب گل آلود بود؟ آیا این حجة الاسلام و المسلمین، متوجه بود که لحن سخنانش مایه مضحکه و تمسخر بود؟ و آیا اهالی "شوک" و "گرداب" می دانند که اقداماتشان به افزایش بحران روانی و فرهنگی جامعه و دامن زدن به آتش کنونی منجر خواهد شد؟

 این حضرات تا چه حد قادرند صداقت خود را ثابت کنند و نشان دهند که تنها دغدغه آنها نجات خانواده ها از بحران ابتذال است و هیچ انگیزه سیاسی در کار نیست؟ اتفاقاً برنامه دیشب شوک، گمانه زنی های پیشین درباره اهداف سیاسی اقدامات اخیر را افزایش داد. هیچ کس منکر بحران روانی و فرهنگی کنونی جامعه ایران نیست. اما با بستن چند سایت، محدود کردن وبلاگ ها، دستگیری چند عامل دست چندم و اقدامات نخ نماشده دیگر نمی توان روند ناهنجار و ناپسند کنونی را کنترل کرد. گیریم که اینترنت را محدود کردید، با گوشی های موبایل و سی دی ها چه می کنید؟

کاش به جای "گرداب" و "شوک" و "گشت ارشاد" و ... به بخش های مهم تر قضیه هم می پرداختید! متهم ردیف اول این بحران، مدیران و سیاست گذاران فرهنگی  و همه تأثیرگذاران بر فرهنگ و اخلاقیات جامعه اند که با عملکرد خود، ما را به اینجا رسانده اند. شما را به خدا یک بار هم که شده به علت بپردازید نه به معلول!

همین نوشته در بالاترین

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 11:11  توسط علی اشرف فتحی  | 

این است معنی روزنامه نگاری حرفه ای!

نمردیم و دیدیم که معنای روزنامه نگاری حرفه ای چیست؟! دو روز پیش در روزآنلاین دیدم که گزارشی درباره زندگی صادق لاریجانی جانشین احتمالی آیت الله هاشمی شاهرودی نوشته شده و مازیار رادمنش، هم از عکسی که امیرحسین ابطحی عزیز برای صفحه حوزه اعتماد ملی گرفته بود استفاده کرده و هم بخش هایی از گزارش مرا آورده و در هر دو مورد از ذکر نام منبع عکس و نوشته خبری نیست!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 15:0  توسط علی اشرف فتحی  | 

گزارشی از تحولات مدرسه علمیه کرمانی ها و حواشی بی سابقه آن

حجة الاسلام والمسلمین حسین جاویدی کرمانی؛مدیر مدرسه کرمانی ها که پس از 35 سال مدیریت،به طور ناگهانی برکنار شد

حوزه بی سرپرست نیست

مدير جديد مدرسه كرماني‌ها همچون خبر انتصابش، ادعايي را مطرح كرد كه خبرساز شد. حجت‌الاسلام سيدمحمدباقر ميرنعمتي (موسوي) از برنامه شوراي‌عالي حوزه براي در دست گرفتن توليت هزاران موقوفه متعلق به حوزه‌هاي علميه خبر داد. او که به تازگي از سوي آيت‌الله مرتضي مقتدايي، مدير حوزه عمليه قم به عنوان مدير مدرسه علميه کرماني‌ها در قم منصوب شده و در سابقه مديريتي‌اش مسؤوليت مالي شوراي‌عالي حوزه را دارد، خواهان کمک طلاب براي پيگيري بازپس‌گيري اين موقوفات شد.
انتصاب يك مدير براي پايان يک چالش 20 ساله
انتصاب ميرنعمتي به مديريت مدرسه کرماني‌ها از سوي برخي از طلاب کرماني حوزه علميه قم به پايان يک نزاع 20 ساله بر سر اداره اين مدرسه تعبير شده است. مدرسه‌اي که مي‌توان آن را دومين مدرسه نوگراي حوزه علميه قم پس از مدرسه حقاني دانست. اين مدرسه که چهار دهه پيش به همت جمعي از فضلاي کرماني قم همچون حجت‌الاسلام والمسلمين مرتضي فهيم کرماني و حجت‌الاسلام محمدجواد کشميري تأسيس شد، نقش فعالي در مبارزات حوزويان عليه رژيم شاه داشت.
با ابن حال پس از آنکه مرتضي فهيم کرماني در مقام حاکم شرع کرمان دستور ترور يکي خوانندگان سابق کرمان به نام فدايي را به عنوان مفسد في‌الارض صادر کرد و نيروهاي تحت امر وي، فدايي را ترور کردند، امام خميني پس از آگاهی از بی گناه بودن فدایی، ضمن برخورد شديد با فهيم کرماني و عزل وي از همه مناصب حکومتي و حوزوي از وي خواستند که فعلاً در مسائل سياسي دخالت نکند و دادستان کرمان نيز از خانواده مرحوم فدايي، دلجويي و اعاده حيثيت کرده و ديه وي را پرداخت كند. در اين حکم که در تاريخ 24 خرداد 1367 صادر شده است، امام خميني آقايان حسين جاويدي، محمد علي انصاري، حسين‌هاشميان، محمد جواد کشميري و مجيد انصاري را به عنوان هيات مديره مدارس علميه کرماني‌ها در قم و کرمان منصوب کردند. (صحيفه امام، ج21، ص66)
از آن پس حجت‌الاسلام جاويدي به عنوان مدير مدرسه کرماني‌ها در قم به فعاليت خود ادامه داد و ساختمان جديد اين مدرسه نيز در مرکز شهر قم و جنب کتابخانه مرحوم آيت‌الله‌العظمي مرعشي‌نجفي تحت نظارت هيأت مديره تکميل و زمستان سال 1379 افتتاح شد. با اين حال حجت‌‌الاسلام و المسلمين فهيم کرماني و طلاب حامي وي به تلاش‌هاي خود براي بازپسگيري توليت مدرسه ادامه دادند و طي يك‌دهه گذشته اين تکاپو شدت گرفت. آنها در اطلاعيه‌هايي که در سطح شهر قم منتشر مي‌کردند، هيأت مديره و از جمله حجت‌الاسلام مجيد انصاري را به تلاش براي بهره‌برداري سياسي از موقعيت استراتژيک مدرسه متهم کردند و خواهان اعاده حقوق شرعي فهيم کرماني شدند.
تلاش‌هاي حجت‌الاسلام فهيم کرماني و حاميانش با تشکيل «هيات پيگيري مسائل مديريتي مدرسه کرماني‌ها» و با رايزني‌هاي اين هيأت با شوراي‌عالي و مرکز مديريت حوزه علميه قم در آخرين روزهاي اسفند 1387 منتهي به تغيير مدير مدرسه شد. آيت‌الله مقتدايي طي حکمي سيدمحمدباقر ميرنعمتي، مسوول سابق مالي شوراي‌عالي حوزه را به عنوان مدير جديد مدرسه معرفي کرد. با اين انتصاب، حسين جاويدي کرماني 82 ساله که باسابقه ترين مدير حوزوي بود پس از 35 سال از کار برکنار شد و همين امر آغازي بر اعتراض و تحصن موقت طلاب مدرسه در دفاع از مدير کهنسال خود شد.
هيات مديره مدرسه نيز با ابراز نارضايتي از عدم هماهنگي مدير حوزه با آنان در تغيير مدير مدرسه بر حکم امام خميني مبني بر انتصاب خود به عنوان متوليان مدرسه به عنوان پشتوانه محکم قانوني خود تأکيد کرده و وعده داده‌اند که مذاکرات و رايزني‌هايي با مقامات عالي حوزه و نظام براي اجراي حکم امام خميني انجام خواهند داد. آنها با رد اتهامات مطرح شده، اعلام کرده‌اند که به زودي گزارشي از روند عزل فهيم کرماني از سوي امام و نيز عملکرد مالي و مديريتي خود به طلاب ارائه خواهند داد.
مدير جديد مدرسه نيز در اولين سخنراني خود در مدرسه کرماني‌ها که صبح بيستم فروردين برگزار شد از طلاب خواست که از دخالت در مسائل مديريتي مدرسه پرهيز کرده و آن را به شوراي‌عالي حوزه که مورد تأييد رهبري و مراجع هستند، واگذار کنند. وي به طلبه‌ها متذکر شد که حوزه بي‌سرپرست نيست تا بخواهيم با سرو صدا تکليف حوزه را روشن کنيم.
موقوفات حوزه را پس مي‌گيريم
طلاب عضو هيأت پيگيري مسائل مديريتي مدرسه کرماني‌ها در مراسمي در حسينيه آيت‌الله مرعشي نجفي ( البته در ابتدا قرار بود در مدرسه كرماني‌ها برگزار شود كه با توجه به شرايط حاكم بر مدرسه به حسينيه آيت‌الله مرعشي منتقل شد) که شامگاه بيستم فروردين برگزار شد و حدود 200 طلبه و روحاني کرماني در آن شرکت کردند از اقدام شوراي‌عالي حوزه علميه قم در تغيير مدير مدرسه و کمک به پايان يک جدال 20 ساله قدرداني کردند و آن را نقطه شروع حل مشکلات مديريتي مدرسه کرماني‌ها و اعاده حقوق آقاي فهيم کرماني دانستند.
آنها با متهم کردن برخي از اعضاي هيأت مديره به سنگ اندازي در راه اقدامات اين هيأت، حمايت خود را از حجت‌الاسلام ميرنعمتي مدير جديد مدرسه اعلام کردند. حجت‌الاسلام مهدوي يکي از اعضاي اين هيأت از شوراي‌عالي حوزه خواست که پس از تغيير مدير حوزه، تکليف حکم نصب اعضاي هيات مديره و نيز اموال اين مدرسه را روشن کنند. مهدوي خبر داد که فهيم کرماني با تفويض حق شرعي خود به آيت‌الله مؤمن عضو شوراي‌عالي حوزه علميه قم تا شهريور ماه 88 از شوراي‌عالي خواسته که حقوق شرعي وي استيفا شده و توليت مدرسه مشخص شود.
سخنران بعدي اين نشست، حجت‌الاسلام محمد باقر ميرنعمتي (موسوي) بود که با اشاره به اينکه هر کار فرهنگي نياز به پشتوانه مالي دارد، موقوفات حوزوي را تدبير بزرگان حوزه براي پشتيباني مالي حوزه‌هاي علميه و استقلال روحانيت از دولت دانست و از ضايع شدن هزاران موقوفه حوزوي ابراز تأسف کرد. وي كه در دوره قبلي شوراي‌عالي حوزه، مسوول پيگيري موقوفات حوزه بوده است از هماهنگي شوراي‌عالي حوزه با رهبر انقلاب و کسب موافقت ايشان در جهت احياي موقوفات حوزوي خبر داد و گفت در زمان مسؤوليت وي، حدود 11 هزار موقوفه در کشور شناسايي شد که در واقع متعلق به حوزه‌هاي علميه ايران و عراق بوده‌اند. ميرنعمتي ادامه داد: «برخي از اين موقوفات، مثلاً شش دانگ يک ده بزرگ يا يک بازار است. همين زميني که در شهرري براي آموزش خلباني استفاده مي‌شود، موقوفه حوزه است که شهرداري آن را تصرف کرده است.»
مدير جديد مدرسه کرماني‌ها از دوگانگي موجود بين شوراي‌عالي حوزه و سازمان اوقاف و عدم هماهنگي ميان اين دو نهاد به عنوان دليل ضايع شدن موقوقات ياد کرد و گفت تاکنون هيچ موقوفه‌اي به حوزه بازگردانده نشده و موضوع در حد جلسات باقي مانده است. وي از فروخته شدن سرقفلي برخي موقوفات در زمان رژيم گذشته به عنوان مشکلي ديگر ياد کرد.
ميرنعمتي تنها راه احياي موقوفات حوزه را واگذاري توليت اين املاک به شوراي‌عالي حوزه (به‌جاي سازمان اوقاف) دانست و گفت با درآمد 160 ميليارد توماني اين موقوفات، حوزه از کمک‌هاي دولت بي نياز خواهد شد. مدير جديد مدرسه علميه کرماني‌ها به موقوفات مرحوم آيت‌الله العظمي خويي نيز اشاره کرد: «مرحوم آيت‌الله العظمي خويي موقوفات فراواني در قم، اصفهان، مشهد و لندن دارند که ماهيانه بيش از يک ميليارد تومان درآمد دارند. اين موقوفات که متعلق به حوزه است، دچار اختلاف در توليت شده و حوزه از اين درآمد مهم محروم شده است. من معتقدم که شوراي‌عالي به عنوان حافظ منافع حوزه‌هاي علميه بايد در مسأله املاک آيت‌الله خويي وارد شود و از نابود شدن اين سرمايه مهم جلوگيري کند. آيت‌الله خويي حتي املاکي را وقف کرده بودند که پس از ايشان شهريه طلاب قطع نشود. بخشي از اين املاک در شهرک مدينة العلم قم و مغازه‌هاي اطراف آن قرار دارد و در اصفهان نيز يک پاساژ بزرگ وقف اين امر شده است.»
ميرنعمتي خبر داد که همه بزرگان شوراي‌عالي حوزه بر اين امر اتفاق دارند و خواهان استقلال کامل مالي حوزه از دولت هستند. آنگاه ميرنعمتي به املاک مدرسه کرماني‌ها اشاره کرد و گفت:«اين املاک نيز در همين راستا احداث شده و شوراي‌عالي وارد اين مسأله شده تا حافظ منافع طلاب شود. شوراي‌عالي حوزه، منصوب مقام معظم رهبري و مراجع عظام است تا حوزه را سرپرستي کند و بايد توليت اين اموال به شوراي‌عالي واگذار شود.»
او در پايان از طلاب خواست بدون هيچ جنجالي خواسته‌هاي خود را از طريق قانوني و مرجع ذي‌صلاح (شوراي‌عالي و مديريت حوزه) پيگيري کنند و هر گونه سر و صدايي را به زيان حوزه دانست. وي هشدار داد که ممکن است برخي از جناح‌هاي سياسي بخواهند به نام دفاع از حوزه از آب گل آلود ماهي بگيرند.
مدير جديد مدرسه کرماني‌ها از طرح تشکيل هيأت علمي در مدرسه کرماني‌ها خبر داد تا با حضور تمام وقت استادان در مدرسه، وضع آموزشي طلاب بهبود يابد. وي ابراز اميدواري کرد که اين طرح در ديگر مدارس حوزه نيز اجرا شود.
ميرنعمتي پس از پايان جلسه طلاب کرماني در پاسخ به پرسش‌هاي خبرنگار صفحه حوزه روزنامه اعتماد ملي گفت که شوراي‌عالي حوزه به عنوان سرپرست شرعي و قانوني، صلاحيت بازپس‌گيري اين موقوفات را دارد و در صورت شکايت و پيگيري قضايي متوليان از حقوق طلاب دفاع خواهد کرد. وي همچنين درباره حکم انتصاب اعضاي هيأت مديره مدرسه کرماني‌ها از سوي امام خميني (ره) گفت: اين حکم تا زمان حيات حضرت امام نافذ بوده و پس از ايشان بايد توسط ولي فقيه کنوني دوباره تنفيذ شود و اعضاي هيات مديره هم حکم کتبي از طرف مقام معظم رهبري در اختيار ندارند. به اين ترتيب بنا بر گفته‌هاي ميرنعمتي، شوراي‌عالي حوزه با تعيين مدير جديد و بازپس‌گيري توليت مدرسه کرماني‌ها از متولياني که سال‌هاست با يکديگر اختلاف دارند، نخستين گام را در راستاي عملياتي کردن طرح چند ساله خود برداشته است.


30هزار موقوفه حوزوي
د كه در طي دوسال گذشته بيش از 30 هزار موقوفه در كشور شناسايي شده كه متعلق به حوزه‌هاي علميه است. مديران اوقاف گفته‌اند بسياري از موقوفات حوزه‌هاي علميه در كشور وجود دارد كه تاكنون شناسايي نشده است و اگر موقوفات شناسايي و احيا شود، بسياري از مشكلات حوزه‌هاي علميه برطرف خواهد شد. آنها تاکيد مي‌کنند که بنابر تاكيد رهبر معظم انقلاب اين موقوفات احيا خواهد شد. همچنين حجت‌الاسلام حيدر مصلحي سرپرست سازمان اوقاف و امور خيريه خبر داده بود که شناسايي و احياي موقوفات را يکي از برنامه‌هاي اين سازمان است و به همين منظور کارگروهي با هماهنگي شوراي مديريت حوزه علميه قم و سازمان اوقاف کشور تشکيل شده است. به گفته او در حال حاضر تمامي موقوفات حوزه‌هاي علميه در سراسر کشور توسط اين سازمان شناسايي شده‌اند و به‌روزرساني درآمد اين موقوفات از ديگر برنامه‌هاي اين کارگروه مشترک است. همچنين آيت‌الله محمد مومن از اعضاي برجسته شوراي عالي حوزه نيز دو سال پيش تاکيد کرده بود که مديريت حوزه در تامين اعتبار خود مستقل است؛ گرچه برخي از کمبودها را از طريق دولت جبران مي‌کنيم، البته اين تعامل هيچ تاثيري در استقلال حوزه نداشته است. وي از تعامل حوزه و اداره اوقاف خبر داده و گفته بود: بر اساس مصوبه شوراي عالي حوزه، هزينه‌هاي حوزه بايد در درجه اول از وجوه شرعيه و در غير اين صورت، از دولت کمک گرفته شود و در آينده نزديک درآمد موقوفات مربوط به حوزه با نظارت شوراي عالي به امور اجرايي حوزه اختصاص مي‌يابد.

در همین باره:

همین نوشته در صفحه حوزه اعتماد ملی

همین نوشته در سایت قلم

همین نوشته در مسیرنیوز

داستان35 سال مدیریت جاویدی کرمانی در مدرسه کرمانیها

درباره فهیم کرمانی و ماجرای عزلش از سوی امام خمینی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 19:34  توسط علی اشرف فتحی  | 

درباره "بازگشت آقای نخست وزیر"

محمد رعدی عزیز در بخش نظرات پست قبلی به من خبر داد که دو سال پیش درباره میرحسین موسوی و فعال شدن مجدد وی مطلبی نوشته ام. برای من که اصلاً فراموش کرده بودم چنین نوشته ای داشته ام، خواندن دوباره آن بسیار جالب بود. شاید برای شما هم جالب باشد. اگر دوست داشتید در اینجا بخوانیدش

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 0:19  توسط علی اشرف فتحی  | 

تعامل حوزه و دولت به روایت سایت تعامل

«مرکز ارتباطات دولت و روحانيت» وابسته به نهاد رياست جمهوري، به عنوان نهادي تازه تاسيس از سال گذشته اقدام به راه‌اندازي رسانه‌اي الکترونيکي به نام سايت «تعامل» کرده است. در اين سايت براي معرفي اين مرکز نوشته‌اند: «دفتر مشاورت رئيس‌جمهور در امور روحانيت، به دنبال حكم رياست محترم جمهوري اسلامي ايران، آقاي دكتر محمود احمدي‌نژاد، در تاريخ 11/10/ 1384، به رياست حجت‌الاسلام دكتر محمدناصر سقاي بي‌ريا تاسيس گرديد... با توجه به كاركردهاي علمي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فناوري و مديريتي دولت اسلامي و با توجه به كاركردهاي آموزشي، پژوهشي، فرهنگي، تبليغي و مديريتي حوزه‌هاي علميه به ويژه حوزه علميه قم، ايجاد مركزي به منظور تعامل سازنده و راهبردي كاركردهاي دولت اسلامي و حوزه‌هاي علميه ضروري به نظر رسيد. سرانجام در 29 بهمن ماه 1386، مرکز ارتباطات دولت و روحانيت همزمان با برگزاري اولين همايش روحانيون شاغل در دستگاه‌هاي اجرايي، رسماً اعلام موجوديت و آغاز به کار نمود.»
البته در همين بخش سايت نيز از انتقاد نسبت به دولت‌هاي گذشته غفلت نشده و آمده است: «متاسفانه پس از رحلت حضرت امام، در اثر غفلت برخي مسؤولان و برنامه‌ريزي دشمنان اسلام، فترتي چندساله پديد آمد که آرمان‌هاي امام خميني (رحمت‌الله عليه) مي‌رفت به فراموشي سپرده شود و منويات و بيانات رهبر معظم انقلاب حضرت آيت‌الله خامنه‌اي (دام ظله‌العالي) گوش شنوايي در ميان مجريان نمي‌يافت تا اينكه در نهمين انتخابات رياست جمهوري، بار ديگر نفحه الهي دميد و بارقه اميدي در دل مومنان درخشيدن گرفت و برخلاف بيشتر پيش‌بيني‌ها، آقاي دکتر احمدي‌نژاد که هدف و برنامه اصلي خود را احياي ارزش‌هاي انقلاب و اجراي احکام اسلام قرار داده بود، به رياست جمهوري برگزيده شد.»
آنگونه که از سايت تعامل برمي‌آيد، مهم‌ترين هدف اين مرکز را مي‌توان برقراري ارتباط ميان حوزه و مراجع تقليد با دولت دانست. هرچند هدف‌هاي ديگري چون سعي در عملياتي كردن فرامين و رهنمودهاي مقام معظم رهبري در باب جنبش نرم‌افزاري، توليد علم، مهندسي فرهنگي و ارائه الگوها و محتواهاي لازم با همكاري حوزه‌هاي علميه و دولت اسلامي، پاسخگويي به نيازهاي آموزشي، پژوهشي و فرهنگي دولت اسلامي در زمينه‌هاي ديني، دستيابي، توليد و توسعه دانش‌هاي مورد نياز حكومت اسلامي در سطوح مختلف و ارائه و اجراي طرح‌هاي بنيادين، راهبردي و کاربردي بر اساس آموزه‌ها و ارزش‌هاي اسلامي، ايجاد مشاركت و تعامل علمي-اجرايي در ارتقاي سطح دانش، بينش و نگرش ديني و اخلاقي در آحاد و اركان جامعه اسلامي، ايجاد ساز و كار مناسب جهت اعمال مديريت كارآمد در كليه اجزا و اركان دولت اسلامي بر اساس آموزه‌هاي الهي اسلام نيز در فهرست اهداف اين مرکز ذکر شده است.
با نگاهي کلي به سايت تعامل مي‌توان دريافت که اين مرکز تنها به ذکر دستاوردهاي دولت در زمينه‌هاي مختلف يا درج اخبار مربوط به حوزه که در سايت‌هاي ديگر هم يافت مي‌شود، اکتفا کرده است. اين روال در ديگر بخش‌هاي سايت نيز ديده مي‌شود و شاهد درج مقالات و گفتارهاي کاملا غيرمرتبط هستيم که هيچ کمکي به پيشبرد سياست‌هاي اين مرکز نمي‌کند. به عنوان مثال در بخش مقالات سايت، به مقالاتي درباره غزه، فرار شاه از ايران، کفش‌پراني به بوش، شکست منافقين و... پرداخته شده و نوشته‌هاي سياسي حسين شريعتمداري در روزنامه کيهان نيز چندين بار به طور کامل منعکس شده است. در واقع صفحه مقالات اين سايت هيچ ارتباطي به اهداف و سياست‌هاي مورد نظر مرکز ندارد.
در بخش معرفي شخصيت‌هاي حوزوي نيز به زندگينامه حضرات آيات مرحوم علي‌ مشکيني، محمد يزدي، مرحوم مجتهدي‌تهراني، محمدي‌ري‌شهري، مصباح يزدي و‌ هاشمي‌شاهرودي پرداخته شده است. در حالي که مشخص نيست ملاک و معيار قرار داده شدن نام اين آقايان چيست؟ با نگاه به ديگر بخش‌هاي سايت از جمله بخش معرفي مراکز آموزشي پژوهشي حوزه چنين برداشت مي‌شود که مديران مرکز ارتباطات دولت و روحانيت چندان علاقه‌اي به پرداخت جدي به اين سايت نداشته اند و رسالت خود را در سطح يک رسانه خبري غيرفعال تعريف کرده و همانند سخنگوي دولت به اعلام دستاوردهاي دولت نهم مي‌پردازند. از تصوير رئيس‌جمهور در بالاي صفحات سايت و جمله «اهداف راهبردي دولت: كسب رضاي الهي از طريق عدالت‌گستري،مهرورزي، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي مادي و معنوي كشور» که در زير اين عکس درج شده نيز مي‌توان به نمايي کلي از اين سايت دست يافت. اين سايت با وجود اهداف و سياست‌هاي مهمي که براي خود تعريف کرده، آنچنان به توليد خبر، مقاله يا مصاحبه نمي‌پردازد.
به نظر مي‌رسد که مرکز ارتباطات دولت و روحانيت چندان دغدغه‌اي در جهت تلطيف رسانه‌اي اختلافات دولت و مراجع تقليد ندارند و براساس روال رياست اين مركز عمل مي‌كنند، همانطور كه «سقاي بي‌ريا» رياست اين مركز سال گذشته طي يک سخنراني در قم گفته بود:« در سفر اخير رياست جمهور به قم، از طرف بيت بعضي مراجع براي درخواست ديدار، تماس گرفته شد که چون وقت ايشان محدود بود و اين کار يک روز کامل وقت لازم داشت، هيچ ديداري با علما صورت نگرفت. در سفر اخير وي براي شرکت در اجلاس جامعه مدرسين نيز چون پس از اين جلسه، يک جلسه ديگر در تهران داشت، گفت که اگر کسي پرسيد بگوييد فعلاً فرصت نداشت.»
همچنين اين سايت اصلا به گلايه‌ها و انتقادات مراجع در اين چند سال نپرداخته و فقط گوشه‌هايي از اظهارات كلي علما را كه همه نفع به دولت بوده انعكاس داده است.

همین نوشته در حوزه نامه 

 همین نوشته در صفحه حوزه اعتماد ملی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 17:1  توسط علی اشرف فتحی  | 

میرحسین و ابراهیم نبوی و فاطمه رجبی

واکنش میرحسین موسوی به نوشته دیروز ابراهیم نبوی از آن کارها بود! راستی می دانستید که ابراهیم نبوی در زمان نخست وزیری میرحسین و وزارت کشور ناطق نوری، به مدت سه سال از ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۴ مسؤول دفتر سیاسی وزارت کشور و از مدیران دولت میرحسین بوده است؟

این هم پاسخ نبوی به میرحسین

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 23:47  توسط علی اشرف فتحی  | 

وقتی اهل کوفه توبه کردند (گزارشی از قیام توابین)

تصویری قدیمی از مسجد کوفه

شهر کوفه در اوسط خلافت عمر به عنوان مرکزی برای سکونت مبارزان عرب که برای جنگ با دولت ایران ساسانی هجرت کرده بودند، ساخته شد. پیش از تأسیس سورستان نام داشت و ابتدا به صورت موقت بنا شد. اما بعدها در زمان امارت مغیره و زیاد (پدر عبیدالله بن زیاد) به تدریج به صورت دائمی مبدل به شهر گردید. به دستور عمر، سعد بن ابی وقاص ظرفیت مسجد جامع شهر را در حد چهل هزار نفر معین کرد و کوفه یکی از شهرهای بزرگ اسلام و بعدها یکی از مراکز بزرگ شیعه شد. عمر در نامه هایش کوفه را «رأس الاسلام» می خواند و سلمان نیز به کوفه لقب «قبة الاسلام» داد.

درباره اهل کوفه

 مردم کوفه که بافت اولیه اش را مجاهدان با دولت ساسانی تشکیل می دادند همواره مردمانی پرشور و در عین حال عجول و نامتعادل بوده و به همین سبب زود سرکشی کرده و زود هم تسلیم می شدند. در مقاطعی موضع آنها در دفاع از اهل بیت پیامبر بوده و قهرمانانه از امیرالمؤمنین در جنگ جمل و نهروان پشتیبانی کردند که در نهج البلاغه مواردی از تمجیدهای امیرالمؤمنین در حق کوفیان ذکر شده است. قیام مختار و توابین نیز از موارد حمایت مردم این شهر از آرمان تشیع بوده است. اما کارنامه غیر قابل قبولشان در اواخر دوران خلافت ظاهری امیرالمؤمنین و نیز دوران امام حسن و اباعبدالله الحسین (علیهم السلام) که خسارات جبران ناپذیری به اسلام و بشریت وارد نمود، کفه قضاوت در خصوص مردم کوفه را به ضرر آنان سنگین کرده است.

 اما با نگاهی منصفانه به ابعاد گوناگون قضیه، می توان تحلیلی واقع بینانه از رفتار و کردار کوفیان ارائه کرد. نکته ای که باید متذکر شد تفکیک شیعیان از سایر گروههای کوفی است. شیخ مفید در جلد دوم ارشاد، با تقسیم مردم کوفه به پنج دسته شیعیان علی، خوارج، طمعکاران پولدوست، عوام ناآگاه و تابعان تعصبات قبیله ای، گروه سوم را دارای اکثریت نسبی دانسته است. پس شیعه تنها یکی از چندین تمایل و گروه فکری کوفه بوده است. رسول جعفریان نیز در کتاب تاریخ خلفا، تنها یک چهارم شهر را شیعه دانسته است. از سوی دیگر برخی از شیعیان کوفه نیز شیعه سیاسی بودند و تنها در مسایل سیاسی همراهی نسبی با اولاد علی را می پذیرفتند. یکی دیگر از مشکلات کوفه، نظام قبیله سالارانه  حاکم بر آن شهر بود. تا جایی که در بسیاری از موارد، قدرت بزرگان قبایل از قدرت حاکمان شهر بیشتر بود و به همین سبب همواره هماهنگی نسبی بین سران قبایل و حکام شهر وجود داشته است. روحیه خاص و متعصبانه قبیله ای از موانع اتحاد شیعیان شهر بوده است و در یک کلام، کوفه  از هر جهت ، شهری توسعه نایافته و متشتت بود. ولی در هر صورت نمی توان به راحتی شیعیان کوفه را متهم به بی وفایی، نیرنگ و خیانت کرد. بی تردید شیعه گری کوفیان عامل مهمی در ایجاد نفرت و کینه نسبت به آنان در ذهن و زبان مورخین وابسته اموی و عباسی بوده و همین امر سبب شده که شیعیان کوفه به ناحق خائن و عهد شکن جلوه داده شوند. در حالی که شیعیان متعهد و اصیل کوفه در طول تاریخ همواره یاران واقعی و جان بر کف اهل بیت بوده و در مقاطعی که قدرت کافی داشته اند، از هیچ گونه اقدامی  دریغ  نکرده اند.

توبه کوفیان

به دلیل همین گرایش های شیعی بود که پس از فاجعه کربلا و مواضع افشاگرانه امام سجاد و حضرت زینب (علیهما السلام) در کوفه و شام، زمینه برای انتقام گیری کوفیان از قاتلان حسین مهیا شد. سيد جعفر شهيدي نيز مي‌نويسد:« خواندن حسين (ع) با چنان شور و اصراري و پذيرفتن نايب وي با چنان گرمي و هيجان و رها كردن وي در چنگ دشمن با چنان ناجوانمردي و نامردي و از همه مهم‌تر زبوني عراق در مقابل شام، خاطر احساساتي مردم اين سرزمين را آسوده نمي‌گذاشت. مردم كوفه همين كه شنيدند يزيد مُرده و مي‌توانند نفسي بكشند از نو دست به كار شدند.» (شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام،ص205)

سلیمان بن صرد خزاعی صحابه 93 ساله پیامبر و سه امام نخست شیعه، توانست چهار سال پس از واقعه کربلا بیش از چهار هزار کوفی را بسیج کند و پرچمدار انتقام خون شهیدان کربلا شود. سلیمان که در زمان شهادت امام حسین به دلیل روابطش با مسلم بن عقیل در زندان ابن زیاد بود، توانست از شرمساری اهل کوفه بهره بگیرد و آنها را مهیای یکی از ماندگارترین قیام های تاریخ شیعه کند. طبری روایت می کند که سلیمان ویارانش با مرگ یزید در سال 64 هجری شروع به تبلیغات ضد اموی کرده و به بسیج نیروها همت گماشتند. (طبری، ج4، ص432) در کشاکش میان دو گروه امویان (سفیانیان و مروانیان) و با بهره گیری از این فرصت طلایی، هزاران شیعه اهل کوفه گرد سلیمان و یاران او جمع شده و در ماه ربیع الاول سال 65 هجری آماده قیام شدند.

سلیمان در جمع حامیان خود تصریح کرد که اگر پیروز شوند، حکومت را به خاندان پیامبر واگذار خواهند کرد. (طبری، همان، ص 433) از آن رو که شهر کوفه در آن تاریخ از دست امویان خارج شده و در اختیار حامیان عبدالله بن زبیر قرار گرفته بود، سلیمان برای جلوگیری از برادرکشی و اتلاف نیروها و نیز انتقام گیری از ابن زیاد که از دیدگاه سلیمان، مسبب اصلی شهادت امام حسین شمرده می شد، تصمیم گرفت که از کوفه خارج شده و به سمت شام حرکت کند.

با این حال برخی از کوفیان ضمن مخالفت با نظر سلیمان، خواهان جنگ با قاتلان کوفی امام خسین هم بودند. آنها دعوت سلیمان را اجابت نکردند و عده ای نیز به پشتیبانی از مختار بن ابوعبیده ثقفی که او هم داعیه دار انتقام از قاتلان حسین بود، از همراهی با سلیمان خودداری کردند و بدین ترتیب از 16 هزار نفری که با سلیمان بیعت کرده بودند، تنها حدود پنج هزار نفر با او عازم کربلا و سپس شام شدند. (طبری،ج7، 540)

لشگر توابین در محلي بنام عين‌الورده با سپاه شام برخورد نمودند كه پس از چند روز نبرد سخت و  بعد از دادن تلفات زياد مجبور به عقب‌نشيني شدند. در اين جنگ نابرابر، رهبران نهضت از جمله سليمان بن صرد به شهادت رسيدند. (تاریخ یعقوبی، ج2، ص257) توابین که به حق به این نام خوانده شده اند، بیش از پیروزی ظاهری، جویای توبه و پاکی از گناه ترک یاری فرزند پیامبر بودند و این پاکی را در شهادت جستجو می کردند. از همین رو نتوانستند به اهداف سیاسی خود دست یابند و در نهاین این مختار بود که با تدابیر ویژه خود انتقام سختی از عوامل فاجعه کربلا گرفت.

------------------

این نوشته در صفحه حوزه ۱۷ فروردین ۸۸ روزنامه اعتماد ملی و نیز حوزه نامه منتشر شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 22:47  توسط علی اشرف فتحی  | 

سال گاو، فیلم گاو و ما

فیلم گاو ساخته داریوش مهرجویی

شاید امسال که سال گاو است و ایضاً چهل سالگی فیلم درخشان «گاو»، بهتر نیست که نگاه دیگری به این فیلم بیاندازیم و خودمان را در آن ببینیم؟ آیا خود را یافته ایم یا هنوز مثل مش حسن ....؟!

پی نوشت: من عاشق این دیالوگ عزت الله انتظامی عزیز در فیلم دوست داشتنی ناصر الدین شاه آکتور سینما هستم که با لحن مش حسن فیلم گاو می گفت: من قبله عالم  نیستم! من گاو مش حسنم!

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 11:23  توسط علی اشرف فتحی  | 

قم و سیل و سیاست

سیل در قم

در پی ماجرای کاملاً جزئی دیروز شهر قم، علی لاریجانی رییس مجلس که نماینده اول قم هم هست گفت:«البته بنده رجال الغیب نیستم ولی اتفاق خاصی نیافتاده است.» علی لاریجانی که داشت ادامه می داد گفت:«اگر هم احیاناً کسی مرده یا خسارت دیده، باید بررسی شود که آیا موضوع به مجلس مربوط است یا نه؟» علی لاریجانی احتمال دخالت خاویر سولانا در وقایع دیروز قم را رد کرد و گفت سولانا پسر خوبی است.

در همین راستا حجة الاسلام قاسم روانبخش عضو شورای شهر قم و دبیر سیاسی هفته نامه پرتو سخن نیز تأکید کرد که مردم قم در انتخابات آتی، پاسخ کوبنده ای به عوامل فاجعه دیروز قم خواهند داد. وی گفت که اگر برای سومین بار به عضویت شورای شهر قم برگزیده شود در کنار نوشتن سرمقاله در پرتو سخن، به مشکلات شهر هم خواهد پرداخت. منابع مشخص گزارش داده اند که روانبخش قصد دارد با کرایه کردن یک وانت و یک دستگاه بندگو، تظاهرات باشکوهی بعد از نماز جمعه این هفته قم علیه جاری شدن سیل در این شهر برپا کند.

سیل در قم

اما کوبنده ترین واکنش را سید محمد خاتمی رییس مؤسسه بین الدولی گفتگوی تمدن ها نشان داد که گفت اگر میرحسین اجازه می داد که او رییس جمهور شود، کمیته تحقیقی درباره این فاجعه تشکیل می داد و آن را به شدت محکوم می کرد. خاتمی هم که می خواست ادامه دهد گفت:«من در دوران ریاست جمهوری ام برای جلوگیری از وقوع هرگونه سیل در قم، دستور ساخت صحن و شبستان امام خمینی حرم حضرت معصومه (ع) را دادم که زود درست شد وحتی اجازه ندادم بحران سوم تیر، سبب افتتاح آن به دست رییس جمهور قریب الورود دولت بعدی شود.»

سخنگوی دولت نیز تأکید کرد که برای جلوگیری از وقوع هرگونه سیل احتمالی در شهر قم، نه میلیارد تومان به بودجه ترمیم ساختمان مصلی قدس شهر قم افزوده خواهد شد. الهام در ادامه به شدت تأکید کرد.

همین نوشته در بالاترین

آمار اولیه خسارات سیل قم

سیل مردم را می برد- خواب مسئولان قم را

بی تدبیری مسؤولان قم

از احمقانه ترین سیل دنیا تا نجات 2000 خودرو

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 16:27  توسط علی اشرف فتحی  | 

سلام

سلام به همه دوستان سال نو مبارک. من دیشب از مسافرت برگشتم و در این هفته اول سال نو به اینترنت دسترسی نداشتم. به همین دلیل، دو نفر از دوستان زحمت ثبت سه پست گذشته و تأیید نظرات را متقبل شدند. از اینکه نتوانستم پاسخ کامنت ها و محبت های دوستان را بدهم شرمسارم. برای همه، سال خوبی آرزو می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 16:23  توسط علی اشرف فتحی  | 

حاج‌آقا حسين ‌قمي؛ فقيهِ براندازي كه اهل‌ مذاكره بود

حاجاقا حسین قمی

آيت‌الله العظمي‌حاج آقا حسين طباطبايي قمي ‌در 14 ربيع الاول 1366 قمري ( 17 بهمن 1325 خورشيدي) درحالي در بيمارستان مجيديه بغداد از دنيا رفت که تنها 3ماه از مرجعيت عامه وي بر جهان تشيع مي‌گذشت. وي که از معدود مراجع شيعه‌اي است که زاده شهر قم است، بيشتر به دليل مخالفتش با کشف حجاب رضاشاه و تبعيدش از ايران شناخته مي‌شود. او پس از درگذشت آيت‌الله العظمي ‌سيدابوالحسن اصفهاني در 13 آبان 1325 به درخواست علماي ايران و عراق، از کربلا راهي نجف و عهده‌دار زعامت ديني شيعيان شد. با اين حال دوران رهبري يکپارچه او را مي‌توان کوتاه‌ترين زمان در نوع خود دانست.

دوران تحصيل او همزمان با حضور بسياري از فقهاي بزرگ معاصر شيعه بود و او توانست جلسه درس آنان را درک کند. علمايي چون ميرزاي‌شيرازي اول و دوم، ابوالحسن جلوه، آقاعلي مدرس، آقارضا همداني، آخوند خراساني و سيدکاظم يزدي که هر يک از آنها از استوانه‌هاي علمي ‌و حتي سياسي شيعه بوده‌اند. از همين رو مي‌توان در زندگي و افکار سياسي حاج‌آقا حسين قمي، رگه‌هايي از استادان تاثيرگذارش را ديد. او برخلاف بسياري از دانش‌آموختگان حوزه نجف که از شکست مشروطه سرخورده و از سياست و اجتماع رويگردان شدند، حضور پررنگي در سياست داشت و مهم‌ترين مرجع تقليدي بود که به مخالفت با رضاخان برخاست و به دستور پهلوي اول بازداشت و از ايران به عراق تبعيد شد. سرنوشتي که مشابه آن در دوران پهلوي دوم درباره فرزندش مرحوم آيت‌الله حاج‌آقا حسن طباطبايي قمي ‌تکرار شد و به دليل همراهي با امام خميني، دستگير و مدت‌ها در کرج به حالت تبعيد و حصر زندگي کرد.

برندازي، همراه با مذاكره

حاج‌آقا حسين قمي‌ که پس از 40 سال تحصيل در نجف به درخواست استادش ميرازي شيرازي دوم (رهبر انقلاب 1920 عراق) به مشهد عزيمت کرده بود تا زعامت ديني آن ديار را عهده‌دار شود، حوزه درسي مهمي ‌را تشکيل داد و شاگردان شاخصي چون شيخ‌مجتبي قزويني و شيخ‌هاشم قزويني (دو پيشواي مهم مکتب تفکيک)، ميرزاحسن بجنوردي و شيخ عباسعلي اسلامي ‌را آموزش داد.

دوران حضور پرثمر وي در مشهد با کشف حجاب و قيام گوهرشاد به پايان رسيد. وي در کنار ديگر بزرگان حوزه مشهد همچون ميرزا محمد آقازاده (فرزند آخوند خراساني) و آيت‌الله سيديونس اردبيلي به مخالفت با دستور رضاشاه پرداخت و تصميم به ملاقات شاه و مذاکره حضوري گرفت. او در آخرين جلسه درس خود در مشهد گفت: «به عقيده من اگر پيشرفت اين جلوگيرى از خلاف مذهب، منوط به كشته شدن 10هزار نفر كه رأس آنها  حسين قمى است باشد، ارزش دارد.» (مجله نور علم، ارگان جامعه مدرسين حوزه علميه قم، سال دوم، شماره اول، ص84)

وي در اوايل تابستان 1314 خورشيدي وارد شهرري شد و جريان مردمي ‌ضدحکومتي را در قلب حکومت پهلوي شکل داد. رضاخان با اعزام فرستادگاني از خواسته‌هاي وي جويا شد، اما قمي‌ خواهان ملاقات با شخص شاه بود. شايد او از معدود مواردي باشد که با وجود جايگاه مهم ديني و مردمي‌اش، راه مذاکره را در ابتدا برگزيد و از رويارويي حضوري با شاه براي بيان خواسته‌هايش ابايي نداشت. جرأت و جسارت اين پيرمرد روحاني بر رضاخان گران آمد و بدون آنکه او را به حضور بپذيرد، دستور بازداشت خانگي و ممنوع‌الملاقات شدن وي را صادر کرد. انتشار همين خبر به اعتراض خونين مردم مشهد و فاجعه گوهرشاد منتهي شد. پس از آن، رضاخان دستور تبعيد آيت‌الله قمي ‌را به عراق صادر کرد. بدين‌ترتيب رضاشاه با مخالفت با خواسته‌هاي مدني يکي از مراجع ديني شيعه که خواهان مقابله مسالمت‌آميز و مذاکره با وي بود، بر نارضايتي‌هاي عمومي ‌افزود.

اعلام مبارزه مسلحانه

اما اين پايان مبارزه سياسي قمي ‌نبود. وي در دوران حضور در حوزه علميه کربلا نيز دست از فعاليت اجتماعي و سياسي‌اش نشست و چندين‌بار اثرگذار شد. در جريان اشغال عراق در جنگ جهاني دوم، وي به همراه ديگر علماي عراقي و ايراني مقيم اين کشور، فتواي جهاد عليه متفقين را صادر کرد و خواهان مقابله با اشغاگران شد. او که مترصد بازگشت به ايران بود، با سقوط رضاشاه وي به بهانه زيارت امام رضا (ع) به تبعيد 8ساله خود پايان داد و در سال 1322 به مشهد بازگشت. بلافاصله از دولت خواست که به خواسته‌هايي چون لغو كشف حجاب، انحلال مدارس مختلط، برپايى نماز جماعت و تعليم قرآن و درس دينى در مدارس، آزادى حوزه‌هاى علميه، كاهش فشار اقتصادى از دوش طبقه ضعيف، تلاش براى تعمير قبور ائمه بقيع  گردن نهد. او تهديد کرد که در صورت نافرماني دولت، اعلام مبارزه مسلحانه خواهد کرد. تهديد وي و حمايت‌هاي مردمي‌ سبب پذيرش خواسته‌هاي وي شد. (همان، ص 89)

او پس از اين موفقيت به عراق بازگشت و به فعاليت حوزوي خود در کربلا ادامه داد. حاج‌آقا حسين طباطبايي قمي‌ همچنين در کنار آيت‌الله شاه‌آبادي در ايران، از علمايي بود که فتواي قتل احمد کسروي را صادر کرد. فتواي او را گروه فدائيان اسلام به رهبري مجتبي نواب‌صفوي که طلبه جوان حوزه علميه نجف بود عملي کرد.

مرجعيت عامه سه ماهه

با درگذشت آيت‌الله العظمي‌سيد ابوالحسن اصفهاني که مرجعيت انحصاري شيعه را بر عهده داشت، آيت‌الله قمي ‌به درخواست علماي ايران و عراق به جاي اصفهاني نشست و به ناچار کرسي تدريس خود در کربلا را به قصد اقامت در نجف که مرکز ديني شيعه بود ترک کرد. اما زعامت عامه او 3ماهه بود و اين آيت‌الله 84 ساله که بر خلاف ميل قلبي خود به اين مسووليت تن داده بود، در بغداد درگذشت، در 3 شهر بغداد، کربلا و نجف تشييع جنازه  شد و در مقبره شيخ الشريعه اصفهاني در صحن حرم امام علي (ع) آرام گرفت.

***

خاندان قمي

فرزند حاج آقا حسين‌قمي، آيت‌الله سيدحسن طباطبايي قمي ‌بود كه در قيام 15 خرداد 1342 نقش داشت و بازداشت شد. پس از انقلاب اسلامي ‌نيز منتقد بود و سال‌ها در منزل نگاه داشته شد. وي يک سال پيش در حالي که افزون بر 100 سال زيسته بود، در شهر مشهد درگذشت. فرزند ديگر حاج‌آقا حسين، حاج‌آقا تقي قمي‌ است كه امروز در قم ساكن است. او روش و منش برادرش را مي‌پسندد. همچنين داماد حاج آقا حسين قمي ‌هم يکي از 3 عالم برجسته قم در زمان درگذشت قمي ‌بود. آيت‌الله صدرالدين صدر که پدر امام موسي صدر و آيت‌الله سيدرضا صدر بود، چند سال پس از درگذشت پدر همسرش، در شهر قم از دنيا رفت. امام موسي صدر که نوه دختري حاج‌آقا حسين قمي ‌بود، به رهبر شيعيان لبنان بدل شد و ناپديد شدنش در سفر به ليبي همچنان از معماهاي حل نشده است. تصوير بزرگي از امام صدر در کنار دايي‌اش آيت‌الله حسن طباطبايي‌قمي، همواره زينت‌بخش حسينيه آيت‌الله قمي‌ در مشهد بود. آيت‌الله سيد رضا صدر نيز از نويسندگان و روحانيون خوش‌قلم قم بود که در اواخر عمر از منتقدين شمرده مي‌شد و سال 1371 درگذشت. فاطمه طباطبايي نواده دختري آيت‌الله صدرالدين صدر نيز عروس امام خميني و همسر حاج سيداحمد خميني شد. صادق طباطبايي نيز که نوه ديگر آيت‌الله صدرالدين صدر و برادر عروس امام بود، از چهره‌هاي مشهور انقلاب و سخنگوي دولت مهندس بازرگان شد.

این مطلب در حوزه نامه
این مطلب در اعتماد ملی

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20:22  توسط علی اشرف فتحی  | 

نظريه ابوالقاسم عليدوست: مجمع تشخيص مصلحت در دستان فقيهان

اين روزها شهر قم شاهد برگزاري جلسات متعدد نقد و مناظره درباره مباحث فقهي و کلامي ‌جديد است. شامگاه چهارشنبه نيز پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ‌در قم، محل مناظره حجت‌الاسلام‌والمسلمين ابوالقاسم عليدوست با منتقدانش درباره ديدگاه مصلحت‌گرايانه‌اش بود. وي که از استادان سطوح عالي حوزه و از محققين اين پژوهشگاه است، به تازگي نيز به عضويت جامعه مدرسين حوزه علميه قم درآمده است.

در دومين جلسه کرسي نظريه‌پردازي عليدوست درباره «مصلحت در فقه اماميه» 2نفر از استادان حوزه - احمد ظهيري و‌هاشم نيازي- به عنوان ناقد و 3 استاد ديگر – علي‌اکبر رشاد، محسن اراکي و احمد مبلغي - نيز به عنوان داور حضور داشتند. عليدوست در دفاع از فقه مصلحت‌گرا سخن گفت و از ميان داوران نيز رشاد و اراکي بيش از داوري، به نقادي ديدگاه وي پرداختند. عليدوست در ابتدا گفت که اين ديدگاه حاصل 15 سال پژوهش اوست و 3بار نيز مورد نقد قرار گرفته است. وي هدف از نظريه‌پردازي‌اش را پاسخگو کردن فقه در برابر مسائل مختلف دانست و پيش‌فرض بحث خود را نيز قابليت جوابگويي منابع فقهي بيان کرد.

 عدم دخالت عقل در شرع

حجت الاسلام و المسلمین ابوالقاسم علیدوستعليدوست با تاكيد بر اينکه مصلحت، مدرکي در کنار مدارک چهارگانه فقه شيعه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)  و جدا از آنها  نيست، اين رويکرد را تفاوت عمده شيعه با اهل سنت دانست و گفت: «مي‌توان مصلحت را برداشت و به جاي آن عقل و نصوص بيانگر مقاصد را جايگزين کرد.» او سپس بدون نام بردن از شهيد آيت‌الله محمدباقر صدر گفت که برخي بزرگان، از مقاصد شريعت (همانند عدالت، آزادي و...) به عنوان روح دين ياد مي‌کنند و ديدگاه پيشيني نسبت به اهداف دين دارند. بر خلاف گروهي که ديدگاه پسيني دارند و معتقدند که فقط شارع است که مي‌تواند روش رسيدن به مقاصد را بيان کند. ديدگاه عليدوست چيزي مابين اين دو باور بود.

حجت‌الاسلام‌والمسلمين احمد ظهيري نخستين ناقد نشست بود که باور عليدوست را به چالش کشيد و آن را شگفت‌انگيز دانست. وي ايراد مهم عليدوست و ديگر نظريه‌پردازان حوزه را گريز از هسته مرکزي بحث دانست و تاكيد کرد که تنها شارع مقدس است که مي‌تواند مصاديق عدالت و ديگر مقاصد شريعت را تبيين کند. وي البته گفت که منکر قوه درک عقل نيست، ولي عقل مراتبي دارد و نبايد آن را در محدوده خاص شرع دخالت داد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمين ‌هاشم نيازي نيز از عليدوست خواست که روش بحث را دگرگون کرده و عنصر مصلحت را از حسن و قبح عقلي تفکيک كند. عليدوست در پاسخ به ظهيري گلايه کرد که چرا در اين بحث فاخر، کلياتي در حد اصول فقه مطرح مي‌شود؟ وي به ظهيري يادآور شد که باورهاي وي شباهت زيادي به اعتقادات عقل‌ستيزانه اشاعره دارد. عضو جديد جامعه مدرسين حوزه علميه قم با قاطعيت تمام گفت که حتي يک روايت نيز در نکوهش عقل نداريم و تنها به سوءاستفاده برخي از متفکرين صدر اسلام انتقاداتي وارد شده است.

عقل پدر و مادر ندارد

لحن کلام عليدوست زماني تند شد که به تعبد شديد ظهيري به ديدگاه مرحوم آيت‌الله‌العظمي‌ خويي اشاره کرد. ظهيري از عليدوست خواسته بود که به نظر بزرگاني چون مرحوم خويي به عنوان «پدران عقل» اعتناي بيشتري کند. عليدوست اما قاطعانه گفت:«ما بيشترين ضربه را زماني خورده‌ايم که براي عقل، پدر و مادر درست کرده‌ايم. عقل موجودي مجرد است و پدر ندارد. کساني مثل مرحوم آقاي خويي که عقل را عاجز مي‌دانند، خودشان از عقل حتي در جهت کارآيي استقلالي بهره گرفته‌اند.»

البته ادامه سخن عليدوست کنايه وي به روشنفکران بود: «اگر محدوده کارآيي عقل را تنگ‌تر کنيم، کار به جايي مي‌رسد که برخي بيايند و نصوص را تخته بند عقل کنند و چيزي از آن باقي نگذارند.»

پس از آن نوبت به داوران رسيد و آيت‌الله محسن اراکي با اشاره به اصطلاح شهيد صدر درباره «منطقه الفراغ» گفت که مراد شهيد صدر، هرگونه تشريعي نبوده، بلکه فراغ از تشريع جزئي را مدنظر داشته است. اراکي که سابقه نمايندگي مجلس شوراي اسلامي‌ و خبرگان رهبري را در کارنامه خود دارد و علاوه بر آن، بنيانگذار مرکز بزرگ اسلامي ‌انگليس و نماينده رهبري در انگلستان هم بوده است، هرگونه مصلحتي را الزام‌آور ندانست و گفت که مصلحتي که شرعا الزام‌آور است مورد پذيرش است و عقل مورد نظر اصول فقه شيعه نيز با معاني رايج عقل تفاوت‌هاي اساسي دارد.‌

تشخيص مصلحت، وظيفه فقهاست

پس از کش‌وقوس‌هاي فراوان، در پايان نيز نوبت به عليدوست رسيد تا از خود دفاع کند. وي براي اثبات صحت نظريه خود درباره جايگاه مصلحت در فقه شيعه به تشکيل نهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام اشاره کرد و گفت:«من نه به درستي عملکرد اين مجمع کاري دارم و نه درباره ميزان تخصص اعضاي آن سخن مي‌گويم. اما معتقدم که نيازي به مجمع نداريم و مساله بايد ميان فقها حل شود.»

وي تعريضي هم به سخن يکي از فقهاي سابق شوراي نگهبان داشت که گفته بود ما صبح در شوراي نگهبان با مصوبه‌اي مخالفت مي‌کنيم و عصر در مجمع تشخيص با لحاظ مصلحت نظام به آن راي مثبت مي‌دهيم. عليدوست به شدت اين سخن را نکوهش کرد و با بي‌معني دانستن آن گفت:«ما بايد مصلحت را در خود فقه در نظر بگيريم.»

البته اين سخن عليدوست نيز با واکنش ظهيري مواجه شد: «وظيفه مجمع تشخيص مصلحت از نامش پيداست. تشخيص مصلحت نظام نه مصلحت حکم‌الله! اين دو مصلحت هم ربطي به يکديگر ندارند.» اين سخن ظهيري بهانه‌اي شد تا عليدوست به تکميل سخن خود درباره اين نهاد نوبنياد بپردازد. نويسنده کتاب‌هاي «فقه و عقل» و «فقه و عرف» که کتاب‌اش، «فقه و مصلحت» هم آماده انتشار است، تصريح کرد:«مصلحت نظام هم در حوزه شريعت و جزئي از فقه است و تفکيک‌پذير نيست.»

 در حالي که حجت‌الاسلام والمسلمين علي‌اکبر رشاد رئيس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ‌و داور اين نشست، تعاريف عليدوست از مصلحت را مضطرب و مشوش ارزيابي کرد، عليدوست نيز در پايان گفت:«همه حرف من اين است که عقل، همانند ترجيح اهمّ بر مهم در بحث تزاحم که مورد پذيرش علماست، مي‌تواند با به کارگيري برخي ضوابط، مصالح را بفهمد و معضلات فقهي را حل کند.»

 این مطلب در حوزه نامه
این مطلب در اعتماد ملی

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 20:17  توسط علی اشرف فتحی  | 

درگذشت بانوی انقلاب

درگذشت همسر گرامی امام خمینی

در چهاردهمین سالگرد درگذشت ناگهانی حاج سید احمد خمینی، بانو خدیجه ثقفی همسر گرامی امام و دختر مرحوم آیت الله ثقفی تهرانی ساعاتی پیش در سن ۹۴ سالگی در بیمارستان خاتم الانبیا و پس از شش ماه بیماری درگذشت. فرزند وی حاج سید احمد خمینی نیز ۲۶ اسفند ۱۳۷۳ پس از پنج روز اغما از دنیا رفته بود.

این مصیبت را به بیت پرافتخار امام راحل و به ویژه استادان بزگوارم حجج الاسلام و المسلمین حاج سید حسین و حاج سید حسن خمینی و نیز جناب حجة الاسلام و المسلمین مسیح بروجردی تسلیت می گویم.

----------
لینک مرتبط:
خبر فوت بانو خدیجه ثقفی

‏پيام تسليت آيت الله منتظرى

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 11:20  توسط علی اشرف فتحی  |