
نه این نخستین باری است که شاهد پدیده «اعتراف گیری» هستیم و نه آخرین بار آن خواهد بود. در کشور خودمان نیز نمونه های مشابه آن را فراوان دیده و شنیده ایم. اندک آگاهی از تاریخ صد ساله ایران می تواند ما را از تحلیل های اشتباه مصون کند. تجربه نشان داده که هم اعتراف گیرندگان و هم باورکنندگان اینگونه اعترافات، آگاهی تاریخی اندکی دارند و همین کمبود به پاشنه آشیل آنها بدل می شود تا هدف چنین پروژه هایی قرار گیرند. البته وارد کردن شوک و ایجاد فضای ناسالم از طریق ایجاد جنگ روانی نیز می تواند از اهداف عمده اینگونه برنامه ها باشد. مثل همین به اصطلاح دادگاه اخیر که هدف اصلی اش ایجاد یک شوک بزرگ برای برگزاری بی دردسر مراسم تنفیذ و تحلیف بود.
درباره اینگونه بازجویی ها، اعتراف گیری ها و دادرسی ها که در نیم قرن گذشته موارد متعددی داشته است، کار منسجم پژوهشی زیادی نداشته ایم. یکی از این موارد معدود، کتابی است که رضا علیجانی شش سال پیش درباره پرونده شریعتی در اسناد ساواک نوشت. علیجانی که خود از بازداشت شده های حوادث پس از انتخابات اخیر بود، در این کتاب 336 صفحه ای کوشیده به تحلیل منطقی و منسجمی از سخنان دکتر شریعتی در دوران بازجویی اش برسد.
حتماً به یاد داریم که اوایل دهه هفتاد، سید حمید روحانی تاریخ نگار رسمی جمهوری اسلامی و رییس پیشین مرکز اسناد انقلاب اسلامی بخش مهمی از جلد دوم کتاب «نهضت امام خمینی» را به اسناد شریعتی در ساواک اختصاص داد و شریعتی را به زبونی و همکاری خائنانه با ساواک متهم کرد. البته روحانی آنقدر تند رفت که مجبور شدند او را از پست مهمی که داشت برکنار کرده و روح الله حسینیان را به جای وی منصوب کنند. حسینیان هم درصدد دلجویی از روح دکتر شریعتی برآمد و در اوایل ریاستش بر مرکز اسناد، کتابچه ای ستایش آمیز و احساسی درباره جایگاه والای دکتر شریعتی منتشر کرد. به یاد دارم که سال 79 پس از نماز جمعه قم، از حسینیان درباره دلیل انتشار این کتابچه پرسیدم و او تأیید کرد که این کتابچه جبران کار نادرستی بود که حجة الاسلام حمید روحانی درباره شریعتی مرتکب شد.
طنز قضیه اینجا بود که خود حمید روحانی در مشهورترین اثر خود (نهضت امام خمینی) به ترفندهای امام در فریب دادن بازجوها پرداخته و این روش را ستوده بود. وی در صفحه 660 جلد اول کتاب که پیش از انقلاب منتشر شده بود، نوشته است: «شاه و دستگاه جاسوسی او دریافتند که امام خمینی در زندان و محاصره چه کلاهی بر سر آنان گذاشته است و با سکوتی که در قبال یاوه سرایی ها و تاکتیک های آنان در زندان پیش گرفته، توانسته آنان را اغفال کند و در اشتباه اندازد و این پندار را در آنان به وجود آورد که از مواضع انقلابی و ضد رژیمی خود عقب نشسته و آن روحیه پرخاش جویانه و انقلابی خود را از دست داده است ... و با سکوت در مواردی و اظهار یک کلمه که ما از اول در سیاستی که شما معنا می کنید دخالت نداشته ایم، در این مورد می گذارد و می گذرد.»
حمید روحانی در ص 126 جلد دوم کتاب نهضت امام خمینی نیز به ترفند دیگر امام در فریب دادن مأموران شاه اشاره می کند. به گفته حمید روحانی، امام خمینی در جریان ملاقات با نماینده مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری در تبعیدگاه امام در ترکیه، از ملی شدن صنعت نفت به شدت انتقاد کرده و در ادامه به نماینده مذکور اعلام می کند که دیگر خسته شده و قصد ندارد در این شلوغی های بی نتیجه دخالت کند! روحانی در توجیه این سخنان امام خمینی می گوید:« آنچه شگفت انگیز و درخور توجه است، زبان دیپلماسی و تاکتیک های سیاسی است که امام در این گفتگوها به کار برده است... اصولاً امام خمینی بر این نظر و عقیده است که وقتی انسان در چنگال دشمن اسیر است، باید تا آنجا که با مقام، موقعیت، عقیده و مرام منافات ندارد، به گونه ای عمل کند که دشمن را خواب و خام کند و آزادی او فراهم آید. در گوشه تبعید یا زندان شعار دادن و کار خویش را دشوار کردن منطقی نیست.»
همه اینها را باید در این چارچوب تحلیل کرد که در دوره پهلوی و به شهادت اسناد قطعی، هیچ شکنجه جسمی علیه سران رده اول مخالفین مثل امام خمینی، آیت الله طالقانی و دکتر شریعتی اعمال نشده و اساساً رژیم جرأت این کار را نداشت و به خوبی به پیامدهای آن واقف بود. اما می بینیم که امام خمینی و دکتر شریعتی تا چه حد بر خلاف رویه بیرون زندان سخن می گفته اند تا مأموران و بازجوها را فریب دهند. البته باید موارد دیگری همچون محاکمه مصدق، بازرگان، طالقانی، سحابی، گلسرخی و سران مجاهدین خلق را هم در نظر داشت که تجربه متفاوتی را خلق کردند و در تاریخ ماندگار شدند. حتماً جمله ای را زیر عنوان وبلاگم می چرخد دیده اید: «خدا در محیط استبداد پرستیده نمی شود. استبداد از کفر هم بدتر است.» این جمله را مهندس بازرگان در دادگاه گفته و در کتاب «مدافعات مهندس بازرگان» می توانید متن کامل آن را ببینید. بازرگان در آن دادگاه نظامی، بحث مفصلی را درباره تأثیرات استبداد در دین و فرهنگ جامعه مطرح می کند و به رژیم هشدار می دهد که ما آخرین گروهی هستیم که با روش مدنی و مسالمت آمیز با شما مخالفت می کنیم.
در دوره سی ساله اخیر نیز هر دو نوع مذکور را دیده و خوانده ایم. از سویی مرحوم آیت الله شریعتمداری را داریم که به عنوان یکی از بزرگ ترین مراجع تقلید وقت، در برابر دوربین تلویزیون اعتراف و عذرخواهی می کند و یا احسان طبری را می بینیم که به عنوان تئوریسین اصلی حزب توده ایران، چرخش 180 درجه ای می کند و از سویی هم برخی ژنرال های شاه را داشته ایم که تا لحظه آخر از عقاید و رفتارهای خود دفاع کرده اند و حتی یکی از آنها (تیمسار رحیمی) به دلیل همین ایستادگی مردانه اش در دفاع از شاه، مورد تحسین امام خمینی قرار می گیرد! (صحیفه امام، ج 11، ص 235) نمونه های جدیدتری مثل عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی و هاشم آغاجری را هم داریم که در دادگاه بر اعمال و گفتار خود پای فشردند و مقاومت کردند.
اما تجربه نشان داده که چرخش 180 درجه ای در اعترافات و دادگاه ها در نهایت توانسته تأثیرات کوتاه مدتی بگذارد. حتی بین نیروهای رسمی نظام نیز اینگونه اعترافات مورد پذیرش قرار نگرفته است. مثلاً چرخش عجیب احسان طبری مورد تردید جدی مرحوم آیت الله خلخالی قرار گرفت و او در خاطراتش آن را حیله احسان طبری برای فرار از مجازات و زندان دانسته است. (جلد اول خاطرات آیت الله خلخالی، ص288) اکثریت قریب به اتفاق اعتراف کنندگان نیز پس از آزادی از بند، ادعا کرده اند که اعترافات آنها تحت فشارهای جسمی و روانی بوده است. ادعایی که با توجه به قرائن و شواهد، در بیشتر موارد قریب به صحت می نماید.
مثلاً عزت الله سحابی که سابقه طولانی مبارزه در زمان شاه داشته و سال ها زندانی سیاسی حکومت پهلوی بوده است، در دو بازداشت خود در سال 69 و 80 مجبور به اعتراف تلویزیونی شد و به جرایم سنگینی اعتراف کرد. مثلاً اعتراف کرد که در جریان حوادث 18 تیر 78 با یک ژنرال آمریکایی مستقر در دبی رابطه داشته تا مقدمات سقوط جمهوری اسلامی را فراهم کند! ادعایی که هیچ سنخیتی با زندگی و منش سیاسی و دینی مهندس سحابی نداشت و موجب واکنش خشم آلود پدر پیرش شادروان دکتر یدالله سحابی و تحصن وی در ساختمان مجلس شد که کروبی با توجه به جایگاه مهم دکتر سحابی در تاریخ معاصر ایران و نقش مهم وی در انقلاب اسلامی، قول پیگیری و آزادی مهندس سحابی را داد. همان زمان دکتر سحابی تأکید می کرد که پسرش مهندس سحابی کسی نیست که به وطن خیانت کند و با بیگانگان همکاری کند. مهندس سحابی در آستانه درگذشت پدرش از زندان آزاد شد و اعلام کرد که او را مدت ها بی خوابی داده اند تا به کارهای نکرده اش اعتراف کند و او که هنگام دومین بازداشتش 72 سال داشت، به دلیل همین فشار روانی شدید و طاقت فرسا مجبور به اعتراف شده بود!

در دوسه سال اخیر نیز شاهد مضحک ترین اعتراف گیری ها در پرونده کسانی چون جهانبگلو، هاله اسفندیاری، رکسانا صابری و ... بودیم که تنها ثمره آن لکه دار کردن حیثیت نظام در افکار عمومی دنیا بود. ظاهراً عطش رسانه هایی چون صدا وسیما، روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس تمامی ندارد و باید هنوز هم شاهد این پروژه های غیر انسانی، غیر قانونی و غیر عقلانی باشیم.
با توجه به این سابقه تاریخی، می توان به راحتی حدس زد که اعتراف گیری های مضحک و شرم آور اخیر که در قالب یک دادگاه نمایشی و ناشیانه صورت گرفت، تنها و تنها یک ترفند نخ نما شده برای تداوم اشتباهات زیانبار گروهی است که به هیچ کس و هیچ جا پاسخگو نیست. حتی رییس قوه قضائیه و دادستان کل کشور هم ظاهراً نمی دانند قضیه چیست؟! ظاهراً این ماجرا در کنار کشتار فجیع برخی معترضین، تیر خلاص باند روسیاه سعید مرتضوی و دوستانش به حیثیت نظامی است که حاصل خون صدها هزار شهید است! اگرچه آقای هاشمی شاهرودی و دیگر مدیران ارشد قضایی نمی توانند خود را مسؤول عملکرد این باند متخلف ندانند. متأسفانه آقای شاهرودی با وجود سعی زیادی که در آباد کردن ویرانه قوه قضائیه در ده سال گذشته داشت، در دو ماه اخیر عملکرد منفعلانه و پرسش برانگیزی از خود نشان داد و به بدنام شدن نظام افزود.
لا به لای حرف های ابطحی و عطریانفر و دیگران، شواهد زیادی مبنی بر عدم چرخش فکری آنها وجود دارد و قرائن نیز حاکی از تحت فشار بودن آنهاست. همانگونه که لا به لای حرف های دکتر شریعتی در اسناد ساواک نیز شواهد متعددی دیده می شود که زیرکی دکتر و ناشی گری و حماقت بازجوها را می رساند.
کسی مخالف کارهای اطلاعاتی و امنیتی نیست. این امور از بدیهیات کشورداری است. اما نباید کار به دست چند جوان ناشی بی سواد یا چند بازجوی عقده ای و بیمار بیافتد تا هم حقوق انسان ها تضییع شود و هم حیثیت و امنیت کشور مخدوش گردد. آنچه که این روزها باز هم شاهدش هستیم به گفته یکی از مراجع بزرگ تقلید نجف، ننگ قضای اسلامی است.
در همین باره:
انتقاد جامعه مدرسین از روند برخورد با بازداشت شده ها
نامه کروبی به هاشمی: به دختران و پسران زندانی تجاوز کرده اند
اعتراض دادستان اسبق تهران و وزیر اسبق دادگستری به دادگاه اخیر
بر سر ابطحی و عطریانفر چه آمده است؟
ابطحی دو سال پیش: همه از اعترافات خوشحالند!
ما ایرانی ها اعتراف می کنیم ...