تبليغاتX
تورجان - مردی که زیاد می داند (1)

تورجان


مردی که زیاد می داند (1)

هاشمی رفسنجانی در حال تمرین تیراندازی

هاشمی رفسنجانی امسال نیز با دو کتاب، خبرساز شد. یکی کتاب خاطرات سال 1364 وی بود که با عنوان «امید و دلواپسی» منتشر شد. انتشار این کتاب، ادامه  کار ارزشمندی است که هاشمی از ده سال پیش و پس از پایان دوران ریاست جمهوری اش آغاز کرده است. خاطرات هاشمی دربرگیرنده ناگفته هایی است که گاه بیان آنها به جنجال نیز انجامیده است. آخرین جنجال را سال گذشته حسین شریعتمداری کلید زد و بخشی از خاطرات سال 63 هاشمی را زیر سؤال برد. وی در این کتاب از امام نقل کرده بود که باید شعار «مرگ بر آمریکا» به تدریج حذف شود. اعتراض شریعتمداری زمانی بیان شد که ماه ها از انتشار این جلد از خاطرات می گذشت. از این رو در همان زمان، تحلیلگران معتقد بودند که اعتراض شدید شریعتمداری و موافقان دولت نهم در واقع واکنش اعتراض آمیز آنان به انتخاب هاشمی به ریاست مجلس خبرگان در شهریور سال گذشته بود. ولی در همان روزها بود یکی از مراجع تقلید برجسته قم (آیت الله شبیری زنجانی) در دیداری که هاشمی با وی داشت، از خاطره نویسی های هاشمی تمجید کرده و آن را کاری ماندگار دانست. مسیح مهاجری مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی و از طرفداران جدی هاشمی نیز ضمن هشدار به کسانی که نقل قول های هاشمی از امام را زیر سؤال برده اند، یادآوری کرد که انتخاب رهبر فعلی نظام نیز با نقل قول هاشمی از امام میسر شد که امام ایشان را شایسته رهبری دانسته بودند. مهاجری تأکید کرد که تکذیب گفته های هاشمی می تواند اساس انتخاب رهبری را نیز زیر سؤال برد.

پیش از نیز انتشار خاطرات مربوط به سال 60 و 61 انتقاداتی را از سوی موافقان کنونی دولت نهم برانگیخته بود. از جمله مسعود ده نمکی در نشریه وابسته به خود (صبح دوکوهه) به دلیل بیان برخی اختلافات ناگفته سران نظام در این خاطرات و نیز افشای برخی از اسرار جنگ به شدت هاشمی را مورد حمله قرار داده  بود. همه اینها نشان دهنده اهمیت ویژه این کار مهم و ارزنده هاشمی است. یکی از فرزندان وی که مسؤولیت تدوین بخشی از این خاطرات را نیز بر عهده دارد، سال گذشته به هفته نامه شهروند امروز گفت که بیست و پنج جلد خاطرات روزانه هاشمی از سال 60 تا 85 آماده انتشار شده و به تدریج به بازار خواهد آمد. وی همچنین تصریح کرده بود که خاطرات جنجالی پدرش از سال 68 آغاز می شود!

به باور من اگر انقلاب اسلامی را مرادف نام امام خمینی بدانیم، جمهوری اسلامی نیز مرادف نام هاشمی رفسنجانی و گره خورده به اوست. چرا که از نخستین روزهای استقرار نظام جمهوری اسلامی، هاشمی با به دست گرفتن ریاست مجلس و بعدها با فرماندهی جنگ، عملاً به مرد شماره دوی جمهوری اسلامی پس از امام بدل شد. همانگونه که در صفحات 159 و 205 خاطرات سال 64 نیز به نقل از چند رسانه مهم بین المللی، بر این نکته صحه گذارده شده که هاشمی پس از امام، قدرتمندترین فرد جمهوری اسلامی است. در آن سال ها وی و مرحوم سید احمد خمینی نزدیکترین و مهم ترین مشاوران و معتمدان امام بودند. پس از امام نیز هاشمی 8 سال در پست ریاست جمهوری و نیز 8 سال هدایت فکری و عملی شخص محمد خاتمی تأثیرگذاری خود را حفظ کرد. اگرچه در سه سال اخیر از نقش وی به طرز چشمگیری کاسته شده است. بیهوده نبود که در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، وی همه ناکامی های جمهوری اسلامی را به دوش کشید و همین سبب شد که شکستی سخت از فرد گمنامی چون احمدی نژاد بخورد. او به خوبی دریافته بود که اگر به توصیه های تیز بینانه افرادی چون عباس عبدی عمل کرده و از دور دوم انتخابات کناره گیری کند، جمهوری اسلامی را با چالش بزرگی رو به رو خواهد کرد. از این رو شکست قابل پیش بینی را به جان خرید و حاضر به کناره گیری نشد.

با این مقدمات، بهتر می توان اهمیت خاطرات هاشمی را درک کرد. به ویژه آنکه هاشمی در این خاطرات، از احتیاط و محافظه کاری های همیشگی اش تا حدودی دست شسته و به انعکاس شجاعانه بسیاری از واقعیات پشت پرده تاریخ جمهوری اسلامی اقدام کرده است. به یاد دارم که سال 78 پس از انتشار کتاب «عبور از بحران» که منعکس کننده خاطرات سال 60 بود، بسیاری تعجب کردند که هاشمی در این کتاب تصاویر مرحوم آیت الله شریعتمداری و نیز آیت الله منتظری را آورده و علاوه بر این، از آنان به احترام یاد کرده و لقب «آیت الله» را برایشان ذکر کرده بود و این نوعی تابو شکنی محسوب می شد. در کتاب اخیر (امید و دلواپسی) هم اگر به تصاویر پایانی کتاب نگاه کنیم، خواهیم دید که در صفحه نخست، تصاویر حضرات آیات خویی، شریعتمداری و مرعشی نجفی و نیز مهندس مهدی بازرگان آورده شده  که طبق شواهد مسلم تاریخی و نیز اشاراتی که خود هاشمی در این کتاب آورده و ذکر خواهم کرد، هر چهار نفر از منتقدین جدی جمهوری اسلامی محمسوب می شوند. و مهم تر  از همه آنکه روی جلد نیز تصویر آیت الله منتظری در کنار عکس امام درج شده است! در حالی که تصاویر دیگر همگی دسته جمعی است.

جای جای این کتاب نیز دربرگیرنده نکات ویژه ای است که برای پژوهشگران و تحلیلگران سیاسی و اجتماعی ما می تواند قابل تأمل و استفاده باشد. هاشمی واهمه ای ندارد که به اختلافات جدی امام و آقای خامنه ای (رییس جمهور وقت) اشاره کند. وی با اشاره به مسأله جنجال برانگیز اصرار امام بر انتخاب دوباره مهندس میر حسین موسوی به نخست وزیری در این سال که با مخالفت جدی آقای خامنه ای و روحانیون ارشد قم رو به رو شده بود، در مقدمه کتاب می گوید:«من هنوز هم تلخی های آن دوران را در ذائقه آیت الله خامنه ای که گاهی بروز دارد، احساس می کنم.» (ص23)

و در جای دیگری به انتقاد علنی آقای خامنه ای نسبت به فشارهای وارده بر وی برای انتخاب مجدد موسوی اشاره کرده و می گوید:«حاج احمد آقا آمد و گفت امام از اظهارات پریروز آقای خامنه ای ناراحت شده اند و معلول شیطنت اطرافیان ایشان می دانند و می خواهند به ایشان در این خصوص پیغام بدهند.»(ص282) در جای دیگری نیز خبر از نامه ای می دهد که آقایان خامنه ای و جلال الدین فارسی به امام نوشته و حمایت امام از جناح چپ (طرفداران دولت مهندس موسوی) را مورد انتقاد قرار داده اند. آقای خامنه ای و فارسی در این نامه خواهان توجه امام به جناح راست (جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دیگر مخالفین دولت موسوی) شده اند. (ص366) همچنین هاشمی از مخالفت آقای خامنه ای با سه گانه شدن نیروهای سپاه (زمینی، دریایی وهوایی) که منجر به استقلال کامل ارتش از سپاه می شده، خبر داده است. (ص199)

هاشمی و آیت الله منتظری

مسأله مهم دیگری که در سال 64 رخ داد، تعیین آیت الله منتظری به قائم مقامی رهبری و جانشینی امام بود. هاشمی تصریح کرده که آقای خامنه ای بیش از همه اعضای خبرگان بر این امر اصرار داشته است. (ص191) ولی بر خلاف آنچه که بسیاری تا کنون نقل کرده و امام را مخالف انتخاب آقای منتظری به قائم مقامی خود (آن هم به دلیل ساده لوحی و ناتوانی وی)علام کرده بودند، هاشمی تنها دلیل مخالفت امام  با طرح رهبری آقای منتظری را عداوت و کارشکنی رقبای ایشان دانسته است. (ص314)

هاشمی همچنین به دو نکته قابل تأمل دیگر هم اشاره کرده است. یکی اینکه آقای منتظری در اوایل سال64 خواهان آتش بس و ختم جنگ بوده (ص84) و دیگر آنکه در روزهای پایانی سال که حال آقای شریعتمداری به دلیل ابتلا به سرطان وخیم شده بود، امام درخواست آقای منتظری مبنی بر موافقت با عیادت علما از ایشان را رد کرده و تنها با ملاقات اعضای خانواده مرحوم شریعتمداری با وی موافقت می کنند. (ص439) البته در صفحه 483 جلد نخست خاطرات آقای منتظری همین قضیه ذکر شده، ولی با این تفاوت که مربوط به روزهای پس از درگذشت آقای شریعتمداری در فروردین 65 است. ذکر این نکته هم خالی از فایده نیست که بر خلاف دستور امام مبنی بر ممنوعیت ملاقات علما با آقای شریعتمداری، مرحوم آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی فرزند مؤسس حوزه علمیه قم و از فلاسفه برجسته معاصر چند روز پیش از درگذشت مرحوم شریعتمداری به بیمارستان محل بستری شدن وی می رود و با وجود ممانعت مأمورین، آنها را کنار زده و وارد اتاقی می شود که مرحوم شریعتمداری در آن بستری بوده و برادرش هم بالای سرش بوده است. آقای شریعتمداری پس از آنکه متوجه حضور مرحوم حائری یزدی می شود، چشمانش را باز کرده و ضمن احوال پرسی و تشکر، درگذشت آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی (برادر ارشد دکتر مهدی) را که چند روزی از فوتش می گذشته، به برادرش تسلیت می گوید. (به نقل از صفحه115 خاطرات دکتر مهدی حائری یزدی) شیخ مرتضی حائری از علمای برجسته قم و پدر زن مرحوم سید مصطفی خمینی بود. برادرش دکتر مهدی نیز که از فلاسفه و علمای برجسته قم بود،  از سوی آیت الله بروجردی به آمریکا اعزام شد ومدت ها در دانشگاه هاروارد و چند دانشگاه مطرح دیگر دنیا به تدریس فلسفه پرداخت و پس از پیروزی انقلاب نیز به پیشنهاد استادش امام خمینی  و از سوی دکتر کریم سنجابی نخستین وزیر خارجه جمهوری اسلامی، به عنوان سرپرست سفارت جمهوری اسلامی ایران در آمریکا منصوب شد.

یکی از خواندنی ترین بخش های خاطرات سال64 هاشمی، اشاره وی به تحریم انتخابات ریاست جمهوری دوره چهارم از سوی حضرات آیات مرعشی نجفی، شریعتمداری و صادق روحانی بود. هاشمی  متذکر شده که آقای مرعشی نجفی گویا به دلیل رد صلاحیت مهندس بازرگان از شرکت در انتخابات امتناع کرده است. (ص236) در این انتخابات آیت الله خامنه ای برای دومین بار به ریاست جمهوری برگزیده شد.

هاشمی رفسنجانی کنار دریا

 

در ادامه این نوشته به بررسی کتاب «هاشمی بدون روتوش» خواهم پرداخت. کتابی که دربرگیرنده گفتگوهای مهم و صریح دکتر صادق زیبا کلام با هاشمی رفسنجانی است.

لینک این نوشته در بالاترین

بخش دوم این نوشته

بخش سوم این نوشته

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 2:0  توسط علی اشرف فتحی  |