تبليغاتX
تورجان - از شنیدن خبر اعدام ها مریض شد

تورجان


از شنیدن خبر اعدام ها مریض شد

مرحوم آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی در کنار امام خمینی

آیت الله العظمی بروجردی در واپسین سال های زندگی اش به مرحوم حجة الاسلام و المسلمین علی دوانی گفته بود که در میان شما گردانندگان و نویسندگان مجله مکتب اسلام، دو نفر آقازاده است و تجربه نشان داده که آقازاده ها کمتر به اسلام خدمت کرده اند. (1) شاید این گفته مرجع فقید شیعیان در موارد زیادی صادق باشد، اما در دوره معاصر می توان آقازاده هایی را دید که در رتبه بالای علمی ایستاده و حتی شاید بتوان گفت که از جهاتی بر پدر خود نیز پیشی گرفته اند. فرزندان آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم از این دسته اند. حضرات آیات شیخ مرتضی و دکتر مهدی حائری یزدی بی تردید از شاخص ترین روحانیون دوران معاصرند که هر یک در مراتب بالای علمی و اجتماعی قرار داشتند و تأثیرات ماندگاری در تاریخ معاصر برجای گذاشته اند.

مرتضی حائری پسر ارشد مؤسس حوزه علمیه قم در سال 1295 هجری شمسی (برابر با چهاردهم ذی الحجه سال 1334 هجری قمری) در اراک زاده شد. در آن سال ها شیخ عبدالکریم حائری از عتبات عالیات به ایران برگشته بود و در شهر اراک به تدریس و ایفای وظایف دینی خود مشغول بود. شیخ در سال 1301 و زمانی که مرتضی شش ساله بود برای زیارت و مراسم تحویل سال به قم رفت و به خواست روحانیون آنجا در این شهر ماند و حوزه علمیه کم رونق این شهر را احیا کرد. پسر دومش مهدی نیز در سال 1302 در قم زاده شد.

مرتضی در قم تحصیلات خود را آغاز کرد و نزد پدر خود و نیز حضرات آیات عظام محمد تقی خوانساری، سید محمد حجت، سیدحسین طباطبایی بروجردی، امام خمینی، محمد رضا گلپایگانی و سید محمد محقق داماد (شوهر خواهرش) شاگردی نمود و به دامادی مرحوم آیت الله العظمی حجت درآمد. وصلتی که ثمره آن دختری به نام معصومه حائری بود که بعدها عروس ارشد امام خمینی و همسر مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی شد.

آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی همچون دیگر هم نسلان خود پیرو مکتب قم بود. هنگام تدریس، کمتر به نقل اقوال دیگر علما می‏پرداخت و در تقسیم‏بندی‏ مطالب و تبیین ادله آن و انتخاب نظر خویش بسیار دقیق و منظم بود.

در دوران حیات آیت الله العظمی بروجردی، فرزند ارشد مؤسس حوزه علمیه قم نیز جایگاه والایی نزد مرجع اعلای وقت شیعیان داشت. او در کنار استاد و دوست نزدیکش امام خمینی از مبتکران و رهبران جریان اصلاح حوزه بود و فعالیت فراوانی در این راستا داشت. به گفته مرحوم حجة الاسلام و المسلمین علی دوانی، شیخ مرتضی حائری همراه با حضرات آیات عظام سید احمد زنجانی، سبد باقر سلطانی و امام خمینی از اعضای شاخص و ذی نفوذ هیأت مصلحین حوزه شمرده می شد. شیخ مرتضی و برادرش دکتر مهدی از معتمدین آیت الله بروجردی بودند و دکتر مهدی حائری از سوی مرجع و زعیم وقت شیعه به آمریکا رفت تا نماینده رهبر شیعیان جهان در آنجا باشد.

اما روابط آیت الله شیخ مرتضی حائری با آیت الله العظمی بروجردی در نخستین سال های مرجعیت عامه وی، دچار چالش های جدی شد و به مسافرت قهرآمیز شیخ مرتضی به مشهد منتهی شد. مرحوم علی دوانی آن سال ها را اینگونه روایت می کند:

« پس از عقب نشینی آیت الله بروجردی از طرح اصلاح حوزه، امام خمینی به همراه مرحوم آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی و دیگر اعضای هیأت مصلحین حوزه نزد وی می روند تا علت را جویا شوند. در خلال مذاکرات، ناگهان آیت الله بروجردی می گوید:»از کجا بدانم که می خواهید اصلاح کنید؟! آقا مرتضی حائری با عصبانیت می گوید آقا یعنی ما مفسد هستیم؟! پدر من حوزه ای به آن خوبی تشکیل داد و ما مفسد هستیم؟! این را می گوید و عمامه اش را به زمین می زند. با دخالت یکی از اطرافیان آقای بروجردی، حاج آقا روح الله خمینی هم استکان چایش را که در دست داشته به دیوار می کوبد که می شکند. آقای بروجردی بلند می شود به اندرون می رود. آنها هم برخاسته از خانه خارج می شوند و همه چیز به حال اول باقی می ماند.» (2)

علی دوانی در ادامه نوشته است:« به دنبال شکست طرح اصلاح حوزه و برخورد حاد امام خمینی و آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری با آیت الله بروجردی، آیت الله حائری چندی بعد به مشهد مقدس مهاجرت کرد. صورت ظاهر، عنوان زیارت داشت ولی فصل زیارت نبود. به خصوص که سفر ایشان طول کشید و نزدیک شش ماه در مشهد ماند و قصد بازگشت هم نداشت. رفته رفته همه متوجه شدند که ایشان قهر کرده اند و بنا هم ندارند به قم بازگردند. می گفتند کار به جایی رسیده که پسر بزرگ مؤسس حوزه علمیه قم از قم برود و رفتنش هم صورت قهر داشته باشد. آیت الله بروجردی که این راشنیدند نمی دانم چه کسی را فرستادند مشهد و از آن مرحوم استمالت کردند و ایشان را به قم بازگردانیدند. ولی آمد و رفت ایشان به خانه آیت الله فقید به واسطه همین ماجرا کم شد و جز در مواردی ضروری یا شرکت در مجلس روضه که آن هم کم بود، آمد و رفتی وجود نداشت. در همین حال، هم آیت الله بروجردی و هم ایشان احترام یکدیگر را در حد خود داشتند.» (3)

با درگذشت آیت الله العظمی بروجردی، بار دیگر شیخ مرتضی حائری به صحنه بازگشت و در کنار امام خمینی نقش مهمی در سازماندهی مبارزات روحانیت علیه شاه ایفا کرد. نخستین بار جلسه مراجع بزرگ قم برای مقابله با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی، در خانه وی تشکیل شد. غروب یکی از روزهای پاییزی سال 1341 و چند ساعت‏ بعد از رسیدن روزنامه ها به قم، در منزل آیه الله حائری چند تن ازعلما و آیات عظام قم همچون آیه الله خمینی و آیه الله گلپایگانی باحضور حاج آقا مرتضی حائری، ‏جلسه فوق العاده ‏ای تشکیل شد و بزرگان حوزه تا پاسی از شب پیرامون تصویب نامه دولت و نحوه اقداماتی که‏می‏باید انجام گیرد به مذاکره پرداختند. بعد از صدور اعلانیه مراجع بزرگ قم، تلگراف دیگری صادر شد که آقایان علما وآیات عظام مرحوم سید احمد زنجانی و محقق داماد و حاج شیخ هاشم آملی و حاج آقامرتضی حائری آن را امضاء کرده بودند و در روز17 مهرماه 1341 مخابره گردید. حاج آقا مرتضی بعد از دستگیری امام خمینی همراه علمای دیگر قم اعلامیه‏های‏مشترکی در تأیید نهضت امضا نمود.

آیت الله خلخالی در خاطرات خود از امام خمینی چنین نقل کرده است:« روز 11 محرم - خرداد سال 42 -  شمسی آقای حاج آقا مرتضی حائری نزد من آمد و نطق ما را ستود و گفت: شما توانسته اید درد چهل ساله ای را که از زمان رژیم پهلوی تاکنون در قلب ها بود تسکین دهید و تا به حال مخصوصاً پس از واقعه قتل عام مسجد گوهرشاد مشهد، کسی مانند شما در مقابل فجایع دودمان پهلوی ایستادگی نکرده است. شما قلب امام زمان را شاد کردید. من کفش شما را می بوسم.» (4)

شیخ مرتضی حائری در جریان مهاجرت علمای کشور به تهران در اعتراض به بازداشت امام، به تهران رفت و نقش فعالی در سازماندهی اعتراضات علما برای نجات جان امام داشت. وی همچنین در سال های تبعید امام نیز ساکت نبود و از نفوذ و محبوبیت خود در جهت مشروعیت زدایی از رژیم بهره می گرفت. وی پس از شهادت آیت الله سعیدی با حضور در مجلس ترحیم وی در مدرسه فیضیه قوت قلب فراوانی به طلاب داد که در شرایط خفقان آوری قرار داشتند.

با این حال و علیرغم روابط دوستانه و خویشاوندی امام با شیخ مرتضی حائری، اختلاف نظرهایی میان این دو روحانی برجسته حوزه قم وجود داشت. اختلافاتی که از اوج گیری انقلاب آغاز شد و به روابط تنش آلود سال های پس از انقلاب منتهی شد. مرحوم آیت الله صادق خلخالی در این باره گفته است:« آقای حاج آقا مصطفی می گفت یک روز صبح زود در نجف خدمت امام رفتم. معظم له نامه ای را جلوی من گذاشت و گفت که این نامه حاج آقا مرتضی پدر زن شماست که نوشته است هیچ یک از کارهای شما با اسلام سازگار نیست.» (5)

آنگونه که از خاطرات آیت الله خلخالی و دیگر فعالان روحانی آن روزگار پیداست، مرحوم شیخ مرتضی حائری همچون برخی مراجع و علمای وقت نسبت به واکنش های تند و مسلحانه رژیم پهلوی در برابر مبارزین و تظاهرکنندگان نگران بود و ترجیح می داد با رویکرد اصلاح طلبانه و نه انقلابی با شاه برخورد شود. وی ظاهراً همچون مرحوم آیت الله شریعتمداری خواهان وادار کردن شاه به عمل بر طبق قانون اساسی مشروطه بود و چندان گرایشی به نظریه امام خمینی مبنی بر لزوم براندازی سلطنت نداشت. همین اختلاف نظر سبب شد که شیخ مرتضی حائری در سال های پایانی عمر خود گرایش زیادی به سمت آیت الله شریعتمداری داشته باشد.

یکی از مهم ترین بخش های زندگی سیاسی شیخ مرتضی حائری، حضور وی در مجلس خبرگان قانون اساسی در سال 58 بود. وی در انتخابات این مجلس از سوی مردم قم برگزیده شد و نقش فعالی در مذاکرات این مجلس داشت. درج مذهب شیعه در قانون اساسی به عنوان مذهب رسمی کشور از نتایج عمده فعالیت های وی بود. به گفته آیت الله منتظری رییس مجلس خبرگان قانون اساسی، حاج آقا مرتضی حائری نسبت به تثبیت مذهب شیعه در قانون اساسی بسیار حساس بود و حتی یک بار در اعتراض به نادیده گرفته شدن این مسأله، جلسه را به حالت قهر ترک کرد. (6)

شیخ مرتضی در همان روزهای پرتنش انقلاب در کنار حضرات آیات عظام سلطانی، منتظری و پسندیده به عنوان وصی شرعی امام خمینی در امر وجوه شرعی معین شد که نشان دهنده اعتماد زیاد امام به وی بود. متن این وصیت نامه در خاطرات آیت الله منتظری آمده است. (7) 

حجة الاسلام والمسلمین سید حسین خمینی نوه پسری امام خمینی و نوه دختری آیت الله شیخ مرتضی حائری یزدی - آبان 1387 قم

با این حال همانگونه که گفته شد، آیت الله شیخ مرتضی حائری و برادرش آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی به تدریج خود را از نظام جدید کنار کشیدند و به منتقدین جدی عملکرد دولت های وقت بدل شدند. حجة الاسلام و المسلمین سید حسین خمینی که نوه پسری امام و نوه دختری شیخ مرتضی حائری است، احوال پدربزرگ مادری اش را در سال های پایانی عمر چنین روایت می کند:« ایشان به دلیل حساسیت های خاصی که به برخی تندروی های اول انقلاب داشتند بیماری قلبی شان تشدید شد. پزشکان تأکید داشتند که ایشان نباید روزنامه بخواند و از جنجال های آن سال ها مطلع شود. اما ایشان توجهی نمی کرد و به هر صورتی که بود پیگیر اعدام ها و اخبار روز می شد و تلاش ما برای مخفی کردن روزنامه ها ثمری نداشت. در واقع همین مسأله بیماری ایشان را تشدید کرد و سبب شد که ایشان را از دست بدهیم.» (8)

روحیات شوخ طبعانه و جسورانه وی زبانزد خاص و عام بود و شاگردان و نزدیکان وی خاطرات شیرینی از بذله گویی ها و صراحت های وی دارند. همچنین علاقه شدید وی به اهل بیت و سفرهای مکرر وی به مشهد برای زیارت امام رضا (ع) مشهور بوده است. طلبه های زیادی در اتوبوس و قطار با وی همسفر بوده و از ساده زیستی و مردمداری وی سخن ها می گویند. این روحانی محبوب و فعال در آخرین روزهای سال 1364 (شب 24 جمادی الثانی‏1406 برابر با 15 اسفند 1364) درگذشت و هفتاد سال زیست. اگر زنده می ماند بی تردید از مراجع بزرگ شیعه می شد و اگرچه کمترین تمایلی به انتشار رساله و مرجع شدن نداشت، اما از جایگاه علمی و اجتماعی فوق العاده ای برخوردار بود. آیت الله العظمی گلپایگانی بر پیکر وی نماز خواند و در مسجد بالاسر حرم حضرت معصومه و پایین پای پدرش مرحوم آیت الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی به خاک سپرده شد.

اختلاف نظر وی با مسؤولین وقت در مراسم ترحیم وی هم پدیدار شد و هنگام حضور مرحوم حجة الاسلام سید احمد خمینی که به نمایندگی از امام خمینی در منزل وی حاضر شده بود، نجمه حائری کوچک ترین فرزند شیخ مرتضی با صدای بلند و لحن اعتراض آمیزی از سیاست های وقت انتقاد کرد. حجة الاسلام و المسلمین سید حسین خمینی در این باره می گوید: «پس از آنکه خاله ام در مجلس ترحیم شیخ مرتضی واکنش تندی از خود نشان داد، من و مادرم نزد عمویم حاج احمد آقا رفتیم و از وی دلجویی کردیم. اما عمو احمد با بزرگواری برخورد کرد و به روی خود نیاورد.» این جریان در قم نیز بازتاب هایی داشت که هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز 24 اسفند 64 خود به آن پرداخته است:« احمدآقا آمد. درباره جنگ و ارتش صحبت شد و گفت دختر مرحوم آشيخ مرتضي حائري، در جلسه ختم پدرش در منزل عليه امام صحبت كرده و خانواده هاي شهدا، فرداي آن روز به منزلشان رفته و آنها را مورد ملامت قرار داده اند.» (9)

از مرحوم آیت الله شیخ متضی حائری یزدی کتاب های در حوزه های تخصصی فقه، اصول، تفسیر و علوم قرآنی به جای مانده که می توان به ابتغاء الفضیله فی شرح الوسیله‏، رساله‏ای در نماز جمعه‏، کتاب الخمس‏، مباحثی در تفسیر سوره حمد، رساله‏ای در الخلل فی الصلاة، رساله‏ای در نماز مسافر، رساله‏ای در طهارت‏، دوره کامل اصول‏ در سه جلد و مجموعه چند سخنرانی وی اشاره کرد که برخی از این آثار هنوز منتشر نشده است. روحانیون و علمای همچون مرحوم آیت الله سید عباس خاتم یزدی، مرحوم شیخ محمد حسین بهجتی شفق، مرحوم آیت الله ربانی املشی، خواهر زاده اش آیت الله سید علی محقق داماد و آیت الله شب زنده دار از شاگردان وی بوده اند. همچنین علاوه بر خانم معصومه حائری همسر مرحوم آیت الله حاج آقا مصطفی که عروس بزرگ امام خمینی است، فرزند ارشد وی محمد حسین حائری نیز چهار سال پس از پدرش درگذشت. عبدالکریم و نجمه حائری نیز دو فرزند دیگر شیخ مرتضی هستند. همسر وی بتول حجت کوه کمره ای نیز همانگونه که گفته شد دختر مرحوم آیت الله العظمی سید محمد حجت بود.

 

پاورقی

1-      علی دوانی، زندگانی آیت الله بروجردی، ص 350

2-      همان، ص 310

3-      همان، ص 312

4-      خاطرات آیت الله خلخالی، ج1، ص 100

5-      همان، ص 101

6-      خاطرات آیت الله منتظری، ج 1، ص 453

7-      همان، ج2، ص 1299

8-      برگرفته از گفتگویی با حاج سید حسین خمینی

9-      هاشمی رفسنجانی، امید و دلواپسی (خاطرات سال 1364)، ص 448

همین نوشته در صفحه حوزه اعتماد ملی

همین نوشته در شیعه آنلاین

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 20:33  توسط علی اشرف فتحی  |