برای سعید حجاریان

نخستین ملاقات و گفتگوی من با سعید حجاریان به بهمن سال 84 برمی گردد. به لطف حاج حسن آقای خمینی توانستم وقت گفتگو بگیرم و همراه با مرتضی در ساختمان مشاوران رییس جمهور به دیدنش بروم. وارد اتاق که شدیم به زحمت از جایش به پاخواست و احترام فوق العاده اش به ما تا پایان گفتگوی دوساعته مرا در حیرت فروبرد. با وجود دشواری فراوان سخن گفتن برای او، هیچ گاه خواهان پایان گفتگو نشد و خودم مجبور شدم که برای رعایت حالش همه سؤالاتم را نپرسم. در ابتدا به شوخی گفتم که مگر شما مشاور آقای احمدی نژادید که در ساختمان مشاوران ایشان اقامت دارید؟! با لبخندی پاسخ داد که قرار است به زودی به دفتر جبهه مشارکت اسباب کشی کند.
اطلاعات و تحلیل های خارق العاده ای از اوضاع حوزه علمیه قم و اندیشه های رایج در آن داشت و آگاهی او از جزئی ترین مسایل حوزه برایم جالب بود. درباره هر چیزی که می پرسیدی حرفی برای گفتن داشت و به وضوح می شد فهمید که تا چه حد واقع بین و منطقی می اندیشد و تحلیل می کند. البته طبیعی بود که من گاهی همه حرف هایش را نپذیرم و با او محاجه کنم، اما ادب و تواضع این مرد مرا متعجب کرده بود. ابایی نداشت که از ما طلبه های جوان و گمنام هم بیاموزد. هنوز صدایش در گوشم می پیچد که گفت: «آقای فتحی! مردم کاری ندارند که امام خمینی چه می گفت و آقای مصباح چه می گوید؟ آنها کار عادی شان را انجام می دهند.» و من هم از سر مخالفت با او، متهمش می کردم که بیش از حد سیاست زده است و دغدغه فرهنگی آنچنانی ندارد و او مؤدبانه پاسخ داد: «ما عضو حزبیم و کارمان فعالیت سیاسی. از ما انتظار کار فرهنگی نداشته باشید!» و من باز هم پرخاش می کردم که چرا مسأله فرهنگ را نادیده می گیرید و ذهن و اندیشه خلاق خود را در سیاست، فرسوده و تباه می کنید. از امام با اشتیاق خاصی سخن می گفت. مرید بود ولی اراده اش را در این ارادت نباخته بود. از اشعار امام که سخن به میان آمد، گفت که اشعار امام آنقدرها هم گفته می شود خاص نیستند. ولی از روش مدیریتی امام قاطعانه دفاع می کرد. وقتی از او پرسیدم که کدام وجهه شخصیتی امام قوی تر بود پاسخ داد عرفان امام. از آیت الله دکتر مهدی حائری یزدی که این روزها دهمین سالگرد اوست شنیده بود که «آقا روح الله خیلی حیف شد. ایشان در عرفان مثل خورشید بود. اگر مانده بود از ابن عربی و ملاصدرا جلو زده بود ولی کارهای سیاسی مانع شد.» امام را صاحب سبکی خاص در اداره جامعه می دانست و از کتوم بودن امام می گفت. این سخنش هم هنوز در گوشم هست که گفت زمان امام، سطح اعتماد در جامعه خیلی بالا رفته بود، هم اعتماد مردم به دولت، هم اعتماد دولت به مردم و هم اعتماد مردم به همدیگر. امیدوارم که بتوانم به زودی مجموعه گفتگوهای خود و مرتضی با روشنفکران و فعالان برجسته سیاسی کشور ( که سوگمندانه برخی از آنان لابد به جرم تلاش برای افزایش مشارکت مردم در انتخابات زندانی شده اند!) درباره امام خمینی را منتشر کنم.

در پایان گفتگو هم متنی برایم نوشت:
بسمه تعالی
امیدوارم دوستان تازه یافته ام آقایان ابطحی و فتحی تحت کنف حمایت حضرت بقیة الله (عج) مدارج ترقی را طی کنند و با استعانت از انفاس زکیه اولیاء الهی به ارشاد خلایق بپردازند.
سعید حجاریان
14ذی حجه 1425
*********************************
اینها را گفتم تا به خبری که امروز منتشر شده برسم. انتشار دوباره خبر وخامت حال سعید حجاریان که نزدیک سه هفته است در اوین محبوس شده، موجی از نگرانی ها را پدید آورده است. حجاریان در ده سالی که از نجات معجزه آسایش از ترور می گذرد، زندگی سختی را پشت سر گذاشته و یک بار ملاقات رو در رو برای اطلاع از عمق فاجعه کفایت می کند. جای تأسف است که تحریک کنندگان اصلی ترور وی همچون جناب روح الله حسینیان ( که در ماه های منتهی به اسفند 78 در بوق و کرنا کرده بودند که حجاریان ام الفساد است و باید ریشه این فساد را کند) امروز در صدر نشسته اند و قدر می بینند و این سیاستمدار و اندیشمند علیل و ناتوان را باید در زندان ببینیم و شایعه مرگ یا به کما رفتنش را بشنویم.
به راستی این فرد بیمار و علیل چه خطری برای دولت محبوب، مقتدر و 24 میلیونی آقایان دارد؟ آیا نمی شد که او را در خانه اش و کنار خانواده اش تحت الحفظ قرار داد؟ مگر حجاریان در این ده سال به جز نوشتن سالی چهار پنج مقاله چه می کرد؟ مقالات وی به چه آشوبی منجر شده؟ تدبیر و انصاف در کشور ما به کجا رفته؟ اگر جوانان نمی دانند، لااقل خود آقایان می دانند که حجاریان مغز متفکر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بوده و به نام مستعار سعید مظفری و به نمایندگی از دولت میرحسین موسوی از تشکیل وزارت اطلاعات در مجلس دفاع کرده و یکی از مهم ترین خدمات را به جمهوری اسلامی کرده؟ مگر منکرند که حجاریان به دلیل همین خدمات هنوز مبغوض مجاهدین خلق است و نه سال پیش، روند معالجه وی در آمریکا به دلیل خطر جدی ترور وی از سوی مجاهدین ناتمام ماند؟ گاهی اوقات فقط باید افسوس خورد. هر زیانی که به حجاریان برسد شاید در کوتاه مدت به سود آقایان و به زیان منتقدانشان باشد، اما در درازمدت همین چیزهاست که تکلیف خیلی مسایل را روشن کرده و می کند.
هنوز هم امیدوارم این خبر، شایعه ای بیش نباشد.

