دفاع از اسلام ایرانی در دیار فرنگ
اگرچه اعزام روحانيون مبلغ در تاريخ مرجعيت شيعه سابقه داشته است، اما آيتاللهالعظمي بروجردي را بايد نخستين مرجع تقليدي دانست که به صورت سازمان يافته در دوران معاصر اقدام به فرستادن روحانيون و مجتهدين برجسته به آمريکا و اروپا کرد. در واقع بايد آيتالله بروجردي را نخستين مرجع تقليد مدرن شيعه دانست که ساختار و سازمان مرجعيت را متحول و مستحکم کرد.
مرحوم حجتالاسلام علي دواني در كتاب «زندگاني آيتالله بروجردي» نوشته است: «يکي از کارهاي موثر و تاريخي آيتالله فقيد، اعزام مبلغ به کشورهاي اروپايي و آمريکايي و آفريقايي بود که در تمام ادوار تاريخ مراجع تقليد شيعه سابقه نداشته است. از طرف مرحوم آيتالله اصفهاني کساني به هندوستان و زنگبار و مسقط ميرفتند ولي بسيار محدود و اثر تبليغي آن ناچيز بود.» (ص 252)
مهاجران به اروپا
آيتالله بروجردي دو نفر از علماي حوزه علميه قم را به عنوان نماينده خود راهي آلمان و آمريکا کرد. البته همان زمان پيشنهاد عزيمت به ايتاليا به امام موسي صدر داده شد که محقق نشد و او پس از درگذشت آيتالله بروجردي و بنا به وصيت مرحوم آيتالله سيد عبدالحسين شرفالدين به لبنان رفت. نماينده آيتالله بروجردي در آلمان، مرحوم حجتالاسلاموالمسلمين محمد محققيلاهيجاني از علما و استادان حوزه علميه قم بود که مدتي نيز در يزد اقامت داشت. وي که به دو زبان انگليسي و آلماني تسلط داشت، توانست سالها در هامبورگ به فعاليت تبليغي بپردازد و مسجد امام علي(ع) را که مرکز اسلامي اين شهر شد، بنيان نهاد.
مرحوم محققي در اين باره نوشته است: «خانه مسکوني حقير و عائلهام به امر حضرت آيتالله فقيد به وسيله بعضي از نيکوکاران هامبورگ با پرداخت حدود 15 هزار مارک سرقفلي تهيه شد. وسايل زندگيام همه از وجوه مرحمتي حضرتش آماده است. اين خانه که به نام «محل جمعيت اسلامي» ناميده ميشد مرکز و کانون تبليغات ما محسوب ميشود.» (زندگاني آيتالله بروجردي، نوشته مرحوم علي دواني، ص 254) در سايت اين مرکز هم آمده است: «در سال 1332 هجري شمسي برابر با 1953 ميلادي در جلسهاي كه با حضور جمعي از ايرانيان مقيم هامبورگ در هتل آتلانتيك اين شهر برگزار گرديد گفتوگويي پيرامون لزوم تشكيل مركزي اسلامي و بناي مسجدي براي ايرانيان مقيم اين شهر انجام گرفت. اين پيشنهاد با استقبال حاضران روبهرو شد و قرار شد دايره فعاليت اين مركز و مسجد تنها به ايرانيان محدود نگردد و مركزي براي همه مسلمانان شهر هامبورگ تاسيس شود. نامهاي از جانب اين جمع به مرجع تقليد وقت آيتالله بروجردي ارسال شد و در آن پيشنهاد تاسيس مسجدي جهت انجام عبادات و برگزاري جلسات ديني براي مسلمانان با ايشان مطرح گرديد. مرحوم آيتالله بروجردي طي نامهاي موافقتشان با اين پيشنهاد را اعلام نمودند و مبلغ 10 هزار تومان نيز بهعنوان نخستين رقم مالي براي انجام اين كار حواله كردند... در سال 1334 مرحوم حجتالاسلام آقاي محمد محققي بهعنوان نماينده آيتالله بروجردي و امام مسجد آغاز به كار كرد.»
حجتالاسلاموالمسلمين محققي علاوه بر جلساتي که براي ايرانيان مقيم آلمان برگزار ميکرد، جلساتي هم براي آلمانيها داشت و به گزارش خودش توانست صدها نفر را مسلمان کند. (همان، ص 255) محققي که در سال 1289 شمسي در شهرستان لاهيجان متولد شده بود، پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي در شهر رشت، براي ادامه تحصيل عازم تهران شد و ضمن ادامه تحصيل علوم جديد در مدرسه كمالالملك و دارالفنون، با زبان فرانسه و روسي آشنا و در مدرسه مروي تهران مقدمات ادبيات عرب را نيز به پايان رساند. مرحوم محققي براي ادامه تحصيل، به مشهد عزيمت كرد و در آنجا به تحصيل علوم ديني پرداخت. وي در همين ايام در مشهد رياضيات تدريس ميكرد كه سپس عازم قم شد و سطوح عالي علوم ديني را در قم آموخت و همزمان در اين شهر علم هيئت، فيزيك و ساير علوم طبيعي را براي طلاب علاقهمند تدريس ميكرد. وي در سال 1348 شمسي در سن 59 سالگي در قم درگذشت.
در سال 1343 پس از بازگشت مرحوم محققي، بزرگان حوزه علميه قم که پس از درگذشت آيتاللهالعظمي بروجردي توليت حوزه را بر عهده گرفته بودند، روحانيون جوان و خوشفکر ديگري را به آلمان فرستادند تا امور ديني هامبورگ را اداره کنند. مرحوم آيتالله دکتر محمد حسيني بهشتي نخستين و در واقع بارزترين چهرهاي بود که پس از محققي سالها در اين شهر حضور موثري داشت. بهشتي که از روحانيون شاخص حوزه علميه قم و دانشآموخته دانشگاه هم بود، توانست علاوه بر تکميل بناي مسجد، مرکز اسلامي مهمي نيز پايهگذاري کند. مرکز اسلامي هامبورگ 19 بهمن 1344 آغاز به کار کرد. بهشتي علاوه بر هدايت فکري مرکز اسلامي هامبورگ، عملا به يکي از پشتيبانان مهم مبارزات انقلابيون ايراني در اروپا بدل شده بود. در دوران حضور وي در آلمان، بسياري از فعالان دانشجويي تحت راهنماييهاي وي به فعاليت ميپرداختند. وي به دليل آنکه منصوب مراجع شيعه بود، ارتباط تنگاتنگي با آنان داشت و ميتوانست حلقه اتصال مهمي بين مبارزين و مراجع باشد. نظارت عاليه بر مسجد و مرکز اسلامي هامبورگ تا سال 60 (ترور آيتالله بهشتي در مقر حزب جمهوري اسلامي) بر عهده بهشتي بود و او پس از بازگشت به ايران در سال 1349 دو نفر از روحانيون مورد قبولش را به عنوان مسوول اين مرکز منصوب كرد. ابتدا حجتالاسلام دکتر محمد مجتهد شبستري عهدهدار امر شد.وي که از دوران تاسيس مدرسه حقاني قم با بهشتي آشنا بود، مدتي نيز مديريت مدرسه حقاني را بر عهده داشت. او از سال 48 به دعوت بهشتي به هامبورگ رفت و معاونت بهشتي را به عهده گرفته بود. يک سال بعد که بهشتي به ايران بازگشت، مجتهد شبستري حدود هشت سال امامت مسجد امام علي و سرپرستي مرکز اسلامي هامبورگ را عهدهدار شد و توانست امور عمراني و فعاليتهاي فرهنگي اين دو نهاد را تداوم بخشد. حضور موثر مجتهد شبستري در مهد فلسفه غرب تاثيرات بنياديني بر انديشه وي گذاشت و سالها بعد او را به عنوان يکي از نوانديشان برجسته و خبرساز ايران مطرح کرد.
چند ماه پس از بازگشت مجتهد شبستري به ايران، آيتالله بهشتي به مراجع تقليد پيشنهاد داد که حجتالاسلام سيد محمد خاتمي جانشين مجتهد شبستري شود. خاتمي در سال 57 عازم هامبورگ شد. خاتمي از سال 57 تا 59 به فعاليتهاي موثر فرهنگي در هامبورگ مشغول بود. پس از بازگشت خاتمي به ايران و به پيشنهاد آيتالله بهشتي، حجتالاسلام محمد مقدم از اعضاي کنوني مجمع روحانيون مبارز ايران به مدت 12 سال جانشين سيد محمد خاتمي شد. پس او نيز روحانيون اصولگرايي چون محمد باقر انصاري، حسينينسب، عباس قائم مقامي و دکتر رضا رمضاني مرکز اسلامي هامبورگ را اداره کردهاند. وجه مشترک اين چند روحاني، تعلق فکري آنها به جريانات ميانهرو و معتدل اصولگراست. در حالي که پيش از آنان روحانيون اصلاحطلبي همچون مجتهد شبستري، خاتمي و مقدم به مدت دو دهه اين مرکز را سرپرستي کرده بودند. تعيين سرپرست اين مرکز که تا زمان حيات آيتالله بهشتي بر عهده مراجع تقليد بود، اکنون به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي محول شده که عهدهدار امر تبليغ در کشورهاي خارجي است و زير نظر رهبري فعاليت ميكند.
مهاجران به آمريکا
آيتاللهالعظمي بروجردي علاوه بر اعزام مرحوم محققي به آلمان، فرزند موسس حوزه علميه قم را نيز روانه آمريکا کرد. مرحوم آيتالله مهدي حائرييزدي در واپسين ماههاي حيات آيتالله بروجردي عازم واشنگتن شد تا به عنوان يک مجتهد و استاد برجسته دانشگاه تهران، فعاليتهاي فرهنگي خود را در قلب سياسي و تجاري دنيا آغاز کند. او علاوه بر تبليغ ديني به تکميل آموختههاي فلسفياش در دانشگاههاي مهم آمريکا و کانادا نيز پرداخت و به عنوان يکي از مهمترين علما و فلاسفه ايراني در آنجا سالها مشغول تدريس و تبليغ شد.
آيتالله دکتر مهدي حائرييزدي به دليل آشنايي ديرينهاش با امام خميني و حضور طولانيمدت در درس ايشان در قم، پس از پيروزي انقلاب سرپرستي سفارت ايران در واشنگتن را عهدهدار شد. اما همکاري او با حکومت جديد ديري نپاييد و به دليل بروز برخي اختلافات، به فعاليتهاي دانشگاهي در غرب اکتفا کرد و سرانجام در 18 تير 1378 در تهران درگذشت.
با اين حال مرحوم آيتالله دکتر مهدي حائري يزدي به عنوان مجتهدي متنفذ و مقبول، راهي را براي روحانيون ايراني باز کرد تا در مراکز علمي آمريکا و کانادا به تدريس و پژوهش بپردازند. حجتالاسلاموالمسلمين دكتر سيد حسين مدرسي طباطبايي از اين چهرههاي اثرگذار است که پس از طي تحصيلات حوزوي در محضر مراجع بزرگ قم راهي آمريکا شد و سالهاست که در هاروارد و ديگر مراکز علمي پژوهشي در حوزه دينشناسي شهرت فراواني يافته است. انتشار ترجمه کتاب «مکتب در فرآيند تکامل» وي، دو سال پيش موجي از واکنشها را در پي داشت.
حجتالاسلاموالمسلمين دکتر محسن کديور نيز سمبل نسل جديد روحانيون و مجتهديني است که در سالهاي اخير راهي غرب شده و به تدريس و تحقيق در دانشگاههاي آمريکا پرداختهاند. همچنين مجتهديني چون آيتالله سيد مصطفي محقق داماد (خواهرزاده مهدي حائري يزدي) نيز بودهاند که در غرب به تکميل تحصيلات آکادميک خود پرداختهاند. محقق داماد دکتراي حقوق خود را از بلژيک گرفته است.
آمريكا رفتگان ضدآمريكايي
اما تنها روحانيون نزديک به طيف اصلاح طلبان نيستند که در غرب به تحصيل، تدريس، تحقيق و تبليغ مشغول شدهاند. در دو دهه گذشته طيفي از شاگردان آيتالله مصباح يزدي و دانشآموختگان موسسه وابسته به وي (موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني قم) به آمريکا و کانادا رفته و به تکميل تحصيلات خود در حوزههايي چون فلسفه، کلام و روانشناسي پرداختهاند. مشهورترين چهره اين طيف را بايد حجتالاسلام دکتر مرتضي آقاتهراني نماينده کنوني تهران در مجلس و از چهرههاي مهم حامي دولت دانست که تا پيش از عزيمت به غرب، استاد اخلاق طيفي از طلاب حزباللهي مدرسه معصوميه قم بود. او در ميانه دهه 70 به آمريکا رفت تا دکتراي خود را در رشته فلسفه اخذ کند. او در سالهاي تحصيل، به اقامه نماز جمعه در يکي از مساجد نيويورک ميپرداخت و مسووليتهاي تبليغي و فرهنگي نيز به وي محول شده بود. او پس از بازگشت به ايران، درس اخلاق و سخنرانيهاي خود را از سر گرفت و با روي کار آمدن احمدينژاد تا استاد اخلاق کابينه ارتقا يافت.
علاوه بر آقاتهراني چهرههاي ديگر موسسه وابسته به آيتالله مصباح همچون ناصر سقاي بيريا (مشاور محمود احمدينژاد در امور روحانيت)، احمد رهنمايي، شاملي، زارعان، محمدرضا حجازي و... در دانشگاه مک گيل کانادا تحصيل کردند. اگرچه وجهه و پيشينه حوزوي شاگردان فرنگ رفته آيتالله مصباح به اندازه کساني چون حائري يزدي، محقق داماد، محسن کديور و مدرسي طباطبايي نيست، اما به دليل نزديکي فکري و سياسي آنان به دولت نهم، اين جريان از اثرگذاري ويژهاي در قدرت سياسي در ايران برخوردار شده و توانسته به نبض مديريتي حوزه هم نزديك شود.
حاصل حضور روحانيون در مجامع علمي غرب، يک مجموعه به هم پيوسته نيست. در ميان آنها کساني هستند که از سکولاريسم دفاع ميکنند و از روشنفکران مطرح کشور محسوب ميشوند. همچنين کساني در اين مجموعه هستند که امروز از مدافعان و تئوريپردازان اصلي دولت احمدينژاد به حساب ميآيند. به نظر ميرسد که زمينههاي پيشيني اين روحانيون در غرب نه تنها دچار خدشههاي بنيادين نشده، بلکه آنها صرفا با حضور در دانشگاههاي اروپا و آمريکا بر وسعت اطلاعات و معلومات خود افزودهاند.
از همين روست که امروزه نيز بسياري از مراجع تقليد شيعه از اعزام مبلغ روحاني به غرب نميهراسند. روحانيون نزديک به آيتاللهالعظمي سيستاني از اين جملهاند که فعاليتهاي موثري در اروپا و آمريکا دارند.

